سرعت اینترنت به 20 مگابیت می رسد

[ad_1]

خبرگزاری مهر – معصومه بخشی پور: معاون وزیر ارتباطات از ارتقای رتبه جهانی زبان فارسی در محیط وب خبر داد و گفت: متوسط سرعت دسترسی به اینترنت تا پایان برنامه ششم به ٢٠ مگابیت می رسد.

 معاون وزیر ارتباطات مطرح کرد؛ارتقای جایگاه زبان فارسی در وب/ سرعت اینترنت به ٢٠ مگابیت می رسد

نصرالله جهانگرد امروز در مراسم رونمایی از فاز سوم شبکه ملی اطلاعات گفت: جایگاه زبان فارسی در محیط اینترنت از رتبه چهاردهم به رتبه نهم ارتقا یافته است. به نحوی که هم اکنون زبان فارسی ١.٦ درصد از حجم اینترنت را به خود اختصاص داده است.

وی با بیان اینکه مطابق با برنامه پنجم توسعه باید به متوسط سرعت ٢ مگابیت برثانیه در کشور می رسیدیم، افزود: این هدف محقق شده است و در برنامه ششم توسعه، متوسط سرعت دسترسی باید به ٢٠ مگابیت برثانیه برسد. پیش بینی می شود این هدف به راحتی محقق  خواهد شد.

معاون وزیر ارتباطات تاکید کرد: در پایان برنامه هفتم یعنی سال ١٤٠٥ متوسط سرعت اینترنت به ١٠٠ مگابیت می رسد و ٥٠ برابر می شود.

معاون وزیر ارتباطات با اشاره به ارتقای زیرساخت های ارتباطی در کشور مطابق با اهداف اجرای طرح شبکه ملی اطلاعات خاطرنشان کرد: در سال ۹۲، سه و نیم میلیون پورت اینترنت پرظرفیت در کشور وجود داشت اما درتیرماه ۹۶ شاهد آن هستیم مجموع دسترسی اینترنت پرسرعت به بیش از ۳۴ میلیون اتصال می رسد.

وی با بیان اینکه ظرفیت هسته شبکه ملی اطلاعات طی یکسال اخیر با افزایش روبه رو بوده است، گفت: نسبت به ابتدای سال ۹۲ شاهد افزایش ۹ برابر ظرفیت شبکه بین الملل و ۱۵ برابری شبکه ظرفیت داخلی هستیم.

رئیس سازمان فناوری اطلاعات با بیان اینکه بیش از هزار شهر و ۹۵۰ روستا تحت پوشش نسل سوم موبایل قرار دارند، افزود: بزودی کل شهرهای کشور به این فناوری تجهیز می شوند در همین حال بیش از ۷۰۰ شهر نیز موبایل نسل چهارم دارند.

وی با اشاره به برنامه های مدنظر برای افزایش سرعت دسترسی به اینترنت در کشور ادامه داد: هم اکنون سرانه مصرف ترافیک اینترنت به ازای هر شهروند در کشور ۳۸ کیلو بیت است که امیدواریم تا پایان برنامه ششم توسعه این میزان به ۳۰۰ کیلو بیت برسد.

جهانگرد گفت: در این راستا متوسط سرعت دسترسی به اینترنت ثابت ۲۵ مگابیت برثانیه و دسترسی به اینترنت موبایل ۱۰ مگابیت بر ثانیه است.

رئیس سازمان فناوری اطلاعات با اشاره به افزایش میزان استفاده از سایت های داخلی و محتوای بومی در کشور اظهار کرد: هم اکنون ۱۴۰ هزار اپلیکیشن فارسی در کشور تولید شده است و امیدواریم با حمایت حقوقی، قضایی و انتظامی از کسب و کارهای اینترنتی شاهد توسعه ترافیک ارتباطات داخلی در کشور باشیم.

[ad_2]

لینک منبع

جدایی قالیباف به پایگاه اصولگرایان صدمه نمی‌زند

[ad_1]

خبرآنلاین: حسین ابراهیمی گفت: قالیباف به تنهایی نمی‌تواند ساماندهی گروه‌های اصولگرا را برای انتخابات مجلس انجام دهد. این کار سوابق و اصولی دارد که اینها را یک نفر نمی‌تواند به تنهایی انجامش دهد.

گرچه اصولگرایان سعی کردند پس لرزه‌های انتخابات ریاست جمهوری را با طرح وعده اصلاح گفتمانی و تقویت ساختار جمنا مدیریت کنند اما به نظر می رسد ماجرا سر دراز دارد، رئیسی 15 میلیون و 700 هزار رأی را از آن خود می داند، جلیلی ساز تشکيل دولت در سایه کوک کرده و قالیباف به سمت رأس جریان اصولگرا اعلام آتش کرده است.

حجت الاسلام حسین ابراهیمی گرچه به ایده ضرورت اصلاح گفتمانی و ساختاری جریان اصولگرا مهر تأیید می زند اما معتقد است قالیباف به تنهایی نمی تواند از پس این کار برآید. اگر هم بخواهد از اصولگرایی جدا شود، اتفاقی نمی افتد و موجب شکست اصولگرایی نمی شود.

مشروح این گفت​‌وگو را در ادامه بخوانید.

آقای قالیباف در قالب نامه ای سرگشاده نوشت باید ساختار جریان «اصولگرایی» تغییر کند و تبدیل به «نواصولگرایی» شود، آیا چنین ضرورتی احساس می شود یا خیر؟

خود آقای قالیباف باید توضیح دهد که چه تغییراتی باید در جریان اصولگرا حاصل شود؛ ساختاری یا نرم افزاری.

آقای قالیباف دلیلِ شکست‌های اخیرِ جریانِ اصول‌گرایی در جلبِ نظرِ مردم در انتخابات را نتیجه اشکالاتِ ساختاری، رویکردی و عملکردی در سطوحِ کلان و خُرد این جریان می‌داند، بر همین اساس می گوید باید وضعیت تغییر کند. نظر شما چیست؟

احزاب، گروه ها و جریانات اصولگرا و اصلاح طلب همه نیازمند اصلاحاتی هستند؛ چون همه مشکل دارند. به هر حال تغییرات و اصلاح ساختار خوب است تا افرادی بیایند که به مدیریت کمک کنند؛ به هر حال معتقدم همه ما نیاز به تغییراتی در زندگی داریم. امیرالمومنین فرمود «هر کس دو روزش مساوی باشد مغبون است، هرکس امروزش بدتر از دیروزش باشد ملعون است». پس همه ما نیاز داریم تغییراتی در روش ها، منش ها و کارکردهایمان به وجود بیاوریم. البته این مسئله موضوعی نیست که فقط مربوط به اصولگرایی باشد. معتقدیم همه جریانات سیاسی نیاز دارند تغییراتی در خود به وجود بیاورند.

به نظر شما «تغییرِ اساسی در نحوه کنشِ جریانِ اصول‌گرایی» امروز یک مطالبه جدی جوانان انقلابی است که آقای قالیباف از قول آنها چنین موضوعی را مطرح کرده است؟

به هر حال اگر اصولگرایان روش هایشان را تغییر دهند به طوری که قدرت جذب بیشتری پیدا کنند و کمترین دافعه را داشته باشند، کار مطلوبی است. شهید بهشتی فرمود «ما در جذب بی نهایت و در دفع در حد ضرورت باید اقدام کنیم». این رویکردی است که هم در اصولگرایی و هم در اصلاح طلبی وجود دارد. وقتی جریان سیاسی قدرت جذبش کم می شود، نیاز دارد با سعه صدر و تحمل بیشتر، بتواند افراد بیشتری را جذب کند؛ به ویژه نسل جوان که توقعات، نشاط و تحرکی دارند. شاید سران اصولگرا نتوانند تحمل تندی جوانان را داشته باشند که باید در خودشان چنین سعه صدری را به وجود بیاورند. البته من نمی دانم اصلاح چه بُعدی از ابعاد اصولگرایی مدنظر آقای قالیباف است.

بعد از انتشار نامه آقای قالیباف، برخی سیاسیون منظور او را از نواصولگرایی این طور معنی کردند که «جذب حامى و هوادار با هر نوع باور و هر نوع سبک زندگى. یعنی هر شکل و هر جور می خواهی باش اما فقط با ما باش و به ما راى بده». آیا نواصولگرایی چنین تعریفی دارد؟

خیر، چنین چیزی در اصولگرایی اتفاق نخواهد افتاد چون اصولگرایی باورها و اعتقادهایی دارد. کسی که در جریان اصولگرایی وارد می شود، باید این باورها و اعتقادها را قبول داشته باشد. اگر کسی قبول نداشته باشد صرف اینکه رأیش به نفع اصولگرایی باشد معلوم نیست بعدا اگر مفاسدی پیش آید، اصولگرایی را بر مصالح شخصی رجحان دهد. لذا اصولگرایی معنایش این است که افراد صلاحیت لازم را برای کسب عنوان اصولگرا داشته باشند. کسی که صلاحیت لازم را نداشت، امروز می آید اما فردا جای دیگری است. چنین پدیده ای برای اصولگرایی قابل قبول نیست. باید افرادی وارد شوند که اعتقاد به اصولگرایی داشته باشند. حتی کسانی که مدعی اصولگرایی هستند، باید رعایت باورهای اصولگرایی که ایمان، تقوا، حفظ ارزش های اسلامی است را داشته باشند.

مردم ایران محور، رأس و مدیریت جریان اصولگرایی را جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین می دانند، اما آقای قالیباف به حامیان خودش گفت «فعالانه و آتش‌به‌اختیار وارد صحنه شوند، منتظرِ اقداماتِ از بالا به پایین در جریانِ اصول‌گرایی نباشند؛ زیرا تحلیلِ رفتارهایِ پس از انتخاباتِ نشان می‌دهد تصمیم‌گیری در این مورد در رأسِ جریان همچنان دچارِ اختلال است.» در واقع آقای قالیباف برای تغییر اصولگرایی به نواصولگرایی، جهت آتش خود را به طرف رأس جریان اصولگرایی گرفته است، این کار چه عواقبی دارد؟

چنین اتفاقی نباید بیفتد. معتقدم اگر بخواهد به این حالت پیش برود، اصولگرایان به بن بست می خورند. همه تلاش اصولگراها باید این باشد که در مسیر وصیت ها و توصیه های امام (ره)، رهنمودهای مقام معظم رهبری و حفظ همه ارزش های اسلامی حرکت و فعالیت کنند. اگر کسی به اینها اعتقاد نداشته باشد اصولگرا نیست.

یعنی شما معتقدید اگر آقای قالیباف می خواهد نواصولگرایی را ایجاد کند با اذن و اجازه جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین باشد؟

خیر، نمی گویم با اجازه جامعه روحانیت باشد اما به هر حال اگر بنای اصولگرایی داشته باشند باید در چارچوب اصولگرایی عمل کنند. اگر چنانچه باری به هر جهت بخواهند پیش بروند که دیگر نامش اصولگرایی نیست.

در واقع می فرمایید در اصلاح ساختار و گفتمان اصولگرایی نباید باری به هر جهت عمل کرد؟

ما باید دنبال حفظ ارزش های اسلامی و رعایت سفارشات حضرت امام و رهنمودهای مقام معظم رهبری باشیم ولو اینکه شکست بخوریم چون این شکست ها بعدها عامل پیروزی خواهد بود.

بعد از سال 92 وقتی آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار رفت، شورای عالی سیاستگذاری را در جناح اصلاحات تشکیل داد و رئیس این شورا شد و گروه های اصلاح طلب را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ساماندهی کرد و در صدر فهرست اصلاح طلبان نیز قرار گرفت و به مجلس راه یافت. آیا آقای قالیباف می خواهد چنین مسیری را برود یعنی بعد از آنکه به نفع آقای رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری کنار رفت؛ حالا می خواهد گروه های اصولگرایی را برای انتخابات مجلس شورای اسلامی ساماندهی کند؟

معتقدم آقای قالیباف به تنهایی نمی تواند چنین کاری را انجام دهد. این کار سوابق و اصولی دارد که اینها را یک نفر نمی تواند به تنهایی انجام دهد. لازمه اش هماهنگی است. معتقدم در همه دوره های گذشته، اصولگرایان موفقیت های خوبی داشتند و شکست نخوردند. کسب 16 میلیون رأی در انتخابات ریاست جمهوری کم نیست. در حالیکه همه امکانات در اختیار دولت مستقر بود و همواره نیز روسای جمهور دو دوره ای بودند. پس اصولگرایان آرای خوبی آوردند، البته مشکلاتی وجود داشت اما نتیجه ای که اصولگرایان کسب کردند مأیوس کننده نیست که بگوییم چنین کنیم یا چنان کنیم. معتقدم اصولگرایان موفقیت های خوبی داشتند. همین که توانستند انسجام خود را حفظ کنند خودش موفقیت بزرگي بود. از این به بعد اگر جریان اصولگرایی منسجم و با هم افزایی جلو برود من معتقدم موفقیت آینده را خواهند داشت.

به نظر شما آقای قالیباف امروز دلخور و ناراحت است؟ چون مجبور شد در روزهای آخر منتهی به انتخابات ریاست جمهوری به نفع آقای رئیسی کنار برود؟

معتقد نیستم که او ناراحت است. به هر حال نظرات مختلف و نظر او این است، اما واقعیت ها غیر این است.

اگر آقای قالیباف بخواهد راه جدایی را پیش بگیرد و رئیس جریان نواصولگرایی شود، همان طور که آقای روحانی نماد جریان اعتدال شد، به پایگاه رأی اصولگرایان صدمه نمی زند؟

خیر، او رئيس جريان نواصولگرايي هم بشود، اتفاقی نمی افتد. هر کس خواست جدا شود! پیامبر در جنگ تبوک درباره کسانی که از ایشان جدا شدند فرمود «اگر خیری در او باشد به ما ملحق می شود اگر شری در او باشد خدا ما را از شر او حفظ می کند». روند ما ارزشی است. روند ارزشی قابل تغییر نیست. البته قدرت جذب را باید بیشتر و دفع را محدود کرد. اما اینکه یک نفر کنار برود، موجب شکست اصولگرایی شود؛ خیر چنین اتفاقی نمی افتد.

[ad_2]

لینک منبع

بازی اصولگرایان و اصلاح‌ طلبان با آرای خاکستری

[ad_1]

خبرآنلاین:  نتیجه انتخابات ریاست جمهوری گویی تلنگری سنگین به راست گرایان بوده است، تلنگری که آنها را به صرافت انداخته که تا فاصله باقیمانده تا انتخابات مجلس یازدهم و ریاست جمهوری سیزدهم تمام انرژی خود را صرف جذب کردن آرای خاکستری به سمت خود کند.

چرا اصولگرایان شکست می خورند؟ این مهم ترین پرسشی است که این روزها روی میز تحلیلگران سیاسی و البته تصمیم سازان جناح راست قرار گرفته است. آنها سه شکست پی در پی را در کارنامه خود ثبت کرده‌اند که جنس شان تقریبا شبیه هم بوده است؛ وجه اشتراک هر سه انتخابات را باید در یک چیز جستجو کرد؛« تاثیر آرای خاکستری»

از آرای ساکت تا خاکستری های صندوق رای

این خاکستری ها کدام طیف از رای دهندگان هستند، چه گرایشی دارند و اساسا به کدام جناح نزدیک ترند؟ کندوکاو در آرای این طیف در ادوار مختلف انتخابات حکایت از آن دارد که این طیف اگر چه همیشه تعیین کننده نهایی نتیجه انتخابات بوده اما هرگز یک دست نبوده است. آنها گاه شببیه هم فکر و عمل می کنند و گاه هم هر کدامشان به سمتی می روند.

در هر انتخابات آنچه رخ می دهد این است که دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا هر کدامشان طرفداران و بدنه ای دارند که به صورت سنتی به آنها رای می دهند. این رای قابل مقایسه است اما نکته این است که این میزان از رای نمی تواند موجب پیروزی مطلق هیچ کدام از دو جناح شود. دقیقا همین جاست که «خاکستری ها» رخ نمایی می کنند. طیفی که که کار رابرای تحلیگران سیاسی بسیار سخت می کنند و این رقابت های مهم و بزرگ سیاسی را با صفت «پیش بینی ناپذیری» مواجه می سازند.

برای تحلیل و برداشت درست تر که می تواند پیش گویی ها را نزدیک به واقعیت کند باید رفتارشناسی دقیقی مبتنی بر فکت های بر جای مانده از ادوار انتخابات داشت.

در یک صورت بندی کلی می توان این خاکستری ها را به سه بخش تقسیم کرد؛

بازی اصولگرایان و اصلاح‌ طلبان با آرای خاکستری

ضد سیستم ها؛ این طیف از رای خاکستری ها خیلی سخت راضی به رای دادن می شوند مگراینکه احساس خطر کرده و نسبت به حضور فرد یا گروهی در قدرت نگران باشد. در این صورت این طیف هم خود در انتخابات شرکت می کند و هم اینکه دیگران را تشویق به رای دادن می کند . این وضعیت به خوبی در انتخابات سال های 92 -94-96 دیده شد . در همین انتخاباتی که گذشت خیابان های تهران و برخی استان ها در ساعات پایانی شاهد حضور این طیف از مردم بود که دیگران را مجاب به رای دادن می‌کردند.

جهنمی ها؛ این طیف از رای دهندگان چندان گرایش سیاسی خاصی ندارد . آنها ذاتا تمایل دارند که با طرف برنده بازی در یک سمت قرار گیرند. رفتار شناسی آنها نشان داده است که تا آخرین لحظه تصمیم نمی گیرند یا تصمیمشان را علنی نمی کنند تا در نهایت ببینند اکثریت با کدام فرد یا گروه است. به همین خاطر است که محمدرضا باهنر از لیدرهای جریان اصولگرا پیشتر اصطلاح جهنمی را برای این طیف از رای دهندگان به کار برده و عنوان کرده بود این طیف در نهایت می گویند :«به جهنم به فلان گروه یا فرد رای می‌دهم»
روشنفکرها؛ این گروه شباهت هایی با ضد سیستم ها در مخالفت با وضع موجود دارند اما نکته آنها این است که بنا را بر حضور در انتخابات گذاشته اند نه عدم مشارکت. در این طیف شرایطی برای رای دادن وجود دارد .

بازی اصلاح طلبان با آرای خاکستری

حالا باید دید که کدام یک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانسته اند بهره بیشتری از این خاکستری ها ببرند . دقت در نتایج انتخابات در ادوار اخیر نشان می دهد اصلاح طلبان قاعده بازی با رقیب اصولگرا را خوب یاد گرفته اند، گویی همان روزهایی که در انزوای سیاسی بودند، برای بازگشت به قدرت نگاهشان را به یک طیف آرا دوخته بودند؛ «خاکستری ها». به صحنه آمدن همان خاکستری ها در سال 92 بود که به آنها کمک کرد که بازگشتی شیرین به قدرت داشته باشند، هم در انتخابات شورای شهر هم ریاست جمهوری.

اصلاح طلبان فهمیده بودند چگونه سر آرای خاکستری را به سمت خود بچرخانند و از همین نقطه به رقیب راست گرایشان ضربه بزنند. در نقطه مقابل اصولگرایان همیشه با تکیه به درصد آرای قطعی شان چندان توجهی به این سبد رای آور نداشته اند، غفلتی که شکست چندین باره را برای آنها طی چند سال اخیر رقم زد از سال 92 تا 96.

حتی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم که آرای خاکستری به تحلیل های اصولگرایانه راه یافت و مردان راست گرای سیاست نیم نگاه شان را به سمت این طیف از رای دهندگان چرخاندند اما باز هم تلاش شان برای جذب رای به سرانجام نرسید و نتوانستند رگ خواب خاکستری های انتخابات را بدست بگیرند.

نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اما گویی تلنگری سنگین به راست گرایان بوده است، تلنگری که آنها را به صرافت انداخته که تا فاصله باقیمانده تا انتخابات مجلس یازدهم و ریاست جمهوری سیزدهم تمام انرژی خود را صرف جذب کردن آرای خاکستری به سمت خود کند. گویی اصولگرایان اینبار قرار است خودشیفتگی سیاسی خود را کنار گذاشته مردم را در متن تحلیل ها و برنامه های انتخاباتی خود قرار دهند.

معمای پیوند خوردن اصولگرایان به کلاه مخملی ها و تتلیتی ها

موسم انتخابات مجلس دهم که رسید علم همایش های انتخاباتی اصولگرایان یکی بعد از دیگری بالا رفت، همایشی با جمعیت زیاد که اصولگرایان را دلخوش به کسب حداکثری کرسی های بهارستان دهم می کرد. اما پرحاشیه ترین همایش آن روزی برگزار شد که در مجلسی که غلامعلی حدادعادل، سخنرانی می کرد عکس هایی از لوتی ها و کلاه مخملی ها منتشر شد که نشان می داد برای اصولگرایان تبلیغ می کنند. انعکاس آن در برخی رسانه های اصولگرا و تحلیل هایی که مطرح می کردند به نوعی درصدد پیوند زدن طبقه عامی با جریان اصولگرا داشت.

ماجرا هرآنچه که بود کسی چندان به دنبال کشف راز پیوند خوردن آن روز اصولگرایان با کلاه مخملی ها نرفت، حرکت آن روز اصولگرایان در حد یک اتفاق و شوخی سیاسی چند صباحی نقل محافل شد و تمام.

در زمان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم اصولگرایان همپای اصلاح طلبان زمزمه هایشان درباره رای خاکستری ها به گوش می رسید، گویی آنکه اینبار تلاش شان را بر آن قرار داده بودند که حتما سبد رای خود را مزین به این قسم آرا هم بکنند. یک بار زمزمه معرفی کاندیدای زن از سوی راست گرایان شنیده می شد، یک تابو شکنی تمام عیار که می توانست ولوله ای در بین نیمی از جمعیت رای دهندگان یعنی زنان به راه بیندازد، کمی که گذشت سازوکاری را روی میز گذاشتند که بنا به گفته خودشان از پایین به بالا طراحی شده بود، دیگر قرار نبود راس اصولگرا تصمیم بگیرد و بدنه به آن تن بدهند، روش دموکراتیک رای گیری را در پیش گرفتند تا از این طریق به کاندیدای نهایی برسند، بگذریم از شائبه هایی که روایت می کرد ارا در همان مدل جابجا شده است.

بمب خبری اما آن زمانی منفجر شد که یکباره کاندیدای نهایی اصولگرایان رودروی یک خواننده زیرزمینی نشست و با او خوش و بش دوستانه کرد، هنوز معمای پیوند کلاه مخملی ها با اصولگرایان حل نشده بود که معمای پیوند اصولگرایان با تتلو و تتلیتی ها همه را شوکه کرد. اتفاقی که به فاصله چند ساعت تا انتخابات ریاست جمهوری رخ داد تا شوک انتخاباتی اینبار از سوی اصولگرایان به صندوق آرا وارد شود.

یک سو تحلیل های سیاسی شوکه از این اقدام اصولگرایان آن را خطای استراتژیک تیم رئیسی می دانستند و سوی دیگر با طنز می گفتند تعداد فالورهای تتلو قرار است به کمک رئیسی بیاید. طنزی که یک واقعیت را در خود نهفته کرده بود. اصولگرایان به دنبال کسب رای بودند، نه رای قطعی که همیشه همراهشان بود. نگاه شان به ساکتین آرا بود و خاکستری ها بود. به صحنه آوردن این آرا به نفع خودشان را نیازمند یک شوک لحظه آخری دیده بودند. شوکی که تلاش کردند به وسیله تتلو آن را به این بدنه رای وارد کنند.

نگاه متفاوت اصولگرایان و اصلاح طلبان به آرای خاکستری

اگر رقیب اصلاح طلب اصولگرایان در جذب خاکستری های انتخابات در اکثر مواقع نگاهش را به طیف روشنفکر دوخته و از دریچه مباحث مربوط به آزادی بیان و حقوق شهروندی و …تلاش کرده تا آرای خفته را به سمت خود بکشاند اینبار اما اصولگرایان گویی مسیری دیگر را در پیش گرفته اند. نزدیکی معنادار به طیفی از آرا که گویا قرار بود تتلو نماد آن باشد. هرچند استراتژی لحظه آخری یاران رئیسی بازهم کارگر نیفتاد و رئیسی با فاصله از روحانی شکست خورد.

شاید همان روزها تصور می شد این پیوند دیگر به تاریخ سپرده شود و در لیست خطاهای انتخاباتی اصولگرایان به ثبت برسد. اما گویا آن دیدار یکباره در فرودگاه و آن خوش و بش های بین رئیسی و تتلو یک اتفاق لحظه ای نبوده است، اصولگرایان گویا هنوز هم سرخورده از آن دیدار نیستند که همایش برپا می کنند و تتلو نه تنها مهمان ویژه آنها می شود که حتی تقدیر هم می شود.

جلسه ای که آه از نهاد بزرگان و سنتی های اصولگرا بلند کرد اما تندروهای این جریان عزمشان را بر نزدیک کردن چنین چهره هایی به جریان اصولگرا جزم کرده اند، گویی تلاش ها برای انتخابات 98 یا حتی 1400 در این مسیر هدف گذاری شده است.

این خاکستری ها اکنون در ایران مهمترین عامل پیرو ی در انتخابات هستند. اصولگرایان تلاششان را شدت بخشیده اند نکته اما این است که اصلاح طلبان جامعه شناسان بهتری هستند . آنها مدت هاست که کار بر روی افکارعمومی را پیشآهنگ تحرکات سیاسی خود قرار داده اند و پیوندی بین جامعه شناسی و علوم سیاسی برقرار کرده اند. همین هست که تغییر را از پایین به بالا دنبال کرده اند و نتیجه هم گرفته اند.

[ad_2]

لینک منبع

مصلح: مارکو قاتل بدن‌های ناآماده است

[ad_1]

خبرگزاری تسنیم: شایان مصلح یکی از خریدهای برانکو برای فصل جدید است. او برای درخشش در ترکیب پرسپولیس انگیزه خاصی دارد، هرچند که معتقد است قرار گرفتن در ترکیب ثابت سرخپوشان کار بسیار سختی است. او در گفت‌وگوی خود با خبرنگار تسنیم ضمن بیان مطالب فوق به سؤالات مختلف پاسخ داد که مشروح آن در زیر می‌آید:

در مورد اولین بازی‌ات با پیراهن پرسپولیس و قهرمانی در سوپرجام صحبت کن.

 

خوشحالم که بازی را بردیم و قهرمان شدیم. خودم هم احساس بسیار خوبی داشتم و برای اولین بار بود که در ورزشگاه آزادی بازی می‌کردم.

از عملکرد خودت راضی بودی؟

 

من آخرین باری که 90 دقیقه بازی کردم 11 اردیبهشت با پیراهن سپیدرود بود و با این شرایط فکر می‌کنم عملکرد خوبی داشتم.

فکر می‌کنی بازیکن ثابت پرسپولیس شوی؟

 

پیش‌بینی در این زمینه سخت است و باید بازی‌ها شروع شود. من تازه به این تیم اضافه شده‌ام و رقابت در پرسپولیس بسیار سخت است. با این حال تلاش می‌کنم تا به هدفم برسم. آقای برانکو هم مدتی پیش به من گفت که باید برای بازی در پرسپولیس صبور باشم. من این شرایط را درک می‌کنم و برای حضور در ترکیب اصلی تلاش خواهم کرد. در گذشته هم با چنین وضعیتی مواجه شده‌ام. به‌عنوان مثال یک سال در داماش بازی نکردم و  9 ماه هم در سپیدرود چنین شرایطی داشتم، اما دست از تلاش برنداشتم. من فقط باید به فکر تمرین و پیشرفت باشم. هدف همه ما موفقیت پرسپولیس است.

 

ظاهرا تمرینات بدنسازی مارکو هم طاقت‌فرسا بوده است؟

 

مارکو واقعاً تمرینات خوبی را برای بازیکنان در نظر گرفت و او به‌نوعی قاتل بدن‌های ناآماده است. مطمئناً بازیکنان پرسپولیس از لحاظ بدنی در طول بازی‌ها شرایط خوبی خواهند داشت.

در مورد ماندن مهدی طارمی چه نظری داری؟

 

مهدی بازیکن بسیار خوبی است که فصل گذشته آقای گل شد و نقش مهمی در موفقیت پرسپولیس داشت. امیدوارم او در فصل جدید هم آقای گل شود و به پرسپولیس کمک کند.

پیش‌بینی تو از عملکرد پرسپولیس در فصل جدید چیست؟

 

طبیعتاً انتظارات از پرسپولیس بالا رفته است و حالا این تیم کار سخت‌تری دارد. پرسپولیس اکثر بازیکنان اصلی‌اش را حفظ کرده و چند بازیکن جدید هم اضافه کرده است. این تیم باید در چهار جام بجنگد، چون لیگ قهرمانان تمام نشده و لیگ قهرمانان فصل آینده هم در پیش است. در جام حذفی و لیگ برتر هم باید برای قهرمانی بجنگیم. امیدوارم از چهار جام باقیمانده حداقل در دو جام قهرمان شویم.

به نظر تو پرسپولیس می‌تواند در آسیا قهرمان شود؟

 

قهرمان شدن در آسیا سخت است، اما دور از دسترس نیست. امکانات تیم‌های ایرانی را نمی‌توان با تیم‌های عربی و شرقی مقایسه کرد و این یک جدال نابرابر است. با این حال امیدوارم پرسپولیس قهرمان آسیا شود و این یک اتفاق بزرگ است.

کار کردن با برانکو چطور است؟

 

خیلی خوب است و او از لحاظ فنی خودش را ثابت کرده است. من از کار کردن با این مربی احساس خوبی دارم.

[ad_2]

لینک منبع

مبادا کسی به فکر جنگ در خاورمیانه بیفتد

[ad_1]

وب سایت دیپلماسی ایرانی: برلین – همزمان با باز پس گیری موصل در شمال عراق، داعش خیلی زود به خاطره ها می پیوندد. اما شکست داعش و از بین رفتن خلافت خودخوانده اش در عراق و سوریه ، صلح ها را به خاورمیانه نمی آورد و حتی به تراژدی سوریه هم پایان نمی دهد. در عوض ممکن است فصل جدیدی از تاریخ خون و آشوب در منطقه ایجاد کند که چیزی کمتر از فصول مربوط به سقوط امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول نباشد.

ادامه این الگوی خشونت به نظر تقریبا قطعی است چرا که منطقه در حل و قصل منازعات داخلی خود یا ایجاد چیزی شبیه به یک چارچوب منعطف برای صلح ناکام مانده و در عوض جایی میان قرن نوزدهم و بیستم گرفتار آمده است.

قدرت های غربی هم به شدت در حوادث خاورمیانه مقصر هستند. هر گونه اشاره به قرارداد سایکس- پیکو که بریتانیای کبیر و فرانسه از طریق آنها قلمروی پسا عثمانی را تقسیم کردند هنوز چنان جهان عرب را عصبانی می کند که گویی این نقشه که در سال 1916 به صورت پنهانی ترسیم شد همین دیروز اجرایی شده است.

همچنین نباید نقش روسیه را هم از یاد ببریم. پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده، رقیب این کشور در جنگ سرد، مداخله های نظامی چند جانبه خود را آغاز کردند.

در واقع ایالات متحده شاید بیشترین نقش را در آشفتگی امروز منطقه داشته باشد. منافع آمریکا در منطقه اساسا استوار بر نیاز این کشور به نفت است. اما با آغاز جنگ سرد منافع اقتصادی خیلی سریع جای خود را به منافع استراتژیک در ممانعت از ظهور حکومت های ضد غربی و دوست با شوروی در منطقه داد. تلاش آمریکا برای حفظ نفوذ قاطعانه خود در منطقه با شراکت امنیتی نزدیک با اسرائیل و نهایتا دو مداخله نظامی عظیم در دو جنگ خلیج فارس علیه صدام حسین همراه شد.

پس از سقوط داعش، فصل بعدی تاریخ خاورمیانه با رویارویی مستقیم و آشکار میان عربستان سعودی سنی و ایران شیعه برای برتری بر منطقه تعیین خواهد شد. تا کنون این نزاع زیر آتش نبردهای متحدان آن پنهان بوده است. دو قدرت منطقه ای فعال در منطقه همین حالا در این نزاع موضع گیری کرده اند، ایالات متحده طرف عربستان سعودی ایستاده است و روسیه در کنار ایران.

“جنگ علیه تروریسم” که اینک در جریان است به طور فزاینده ای جای خود را به نزاع بر سر هژمونی خواهد داد. همزمان با تلاش برای منزوی کردن قطر توسط عربستان سعودی و چهار متحد عربی اش به بهانه روابط این کشور با ایران، این نزاع به طور بالقوه به نخستین نقطه اوج در مرکز منطقه، یعنی خلیج فارس، رسیده است.

هر گونه رویارویی نظامی با ایران، به طور قطع، منطقه را به آتش می کشد، به گونه ای که از تمام جنگ های پیشین در خاورمیانه فراتر می رود. افزون بر این، از آنجا که سوریه هنوز زیر آتش است و تضعیف عراق به واسطه نبردهای فرقه ای بر سر قدرت، داعش یا جانشینان آن به احتمال بالا کماکان فعال خواهند ماند.

عامل بی ثبات کننده دیگر دوباره پیش کشیده شدن “مساله کردستان” است. کردها – ملتی بدون کشور – نشان دادند جنگجویانی قابل علیه داعش هستند و می خواهند نفوذ سیاسی و نظامی خود را داشته باشند تا به سمت خودمختاری یا حتی تاسیس کشوری مستقل حرکت کنند. برای کشورهایی که متاثر از چنین اقدامی هستند – بیش از همه ترکیه – و همچنین سوریه، عراق و ایران، این امر عملی خصمانه محسوب می شود چرا که تمامیت ارضی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.

با توجه به این مسائل حل و فصل نشده و شدت گیری نزاع هژمونیک میان ایران و عربستان سعودی، فصل بعدی در تاریخ منطقه هر چیزی خواهد بود جز صلح.

بله، شاید ایالات متحده از فاجعه عراق درس گرفته باشد که علی رغم برتری قدرت نظامی اش نمی تواند در جنگ زمینی دیگری در خاورمیانه پیروز شود. پرزیدنت باراک اوباما به دنبال خارج کردن نیروهای نظامی ایالات متحده از منطقه بود، که معلوم شد دستیابی همزمان به کامیابی سیاسی و نظامی دشوار است. از همین رو بود که مداخله نظامی در جنگ داخلی سوریه – حتی حملات هوایی – را رد کرد، خلائی که روسیه خیلی سریع آن را، با همه پیامدهایی که مشخص بود، پر کرد.

دونالد ترامپ، جانشین اوباما نیز وعده خارج کردن نیروهای نظامی از منطقه را داده بود. وی از زمان روی کار آمدن چندین موشک کروز به سوریه شلیک کرده است، وارد تعهدات وسیع تری با عربستان و متحدان این کشور شده و جنگ لفظی آمریکا علیه ایران را افزایش داده است.
در مواجهه با خاورمیانه، ترامپ به وضوح با پیچ تند یادگیری مواجه است، منطقه ای که منتظر نمی ماند تا وی به درجه استادی در قبال آن برسد. هیچ دلیلی ندارد که خوش بین باشیم.

[ad_2]

لینک منبع

نمی‌شود رئیس جمهورهایمان را رد و بدل کنیم؟

[ad_1]

وب سایت دیپلماسی ایرانی: چرا امانوئل ماکرون رئیس جمهور ما نیست؟ شهروندان آمریکایی مسافرت ترامپ به پاریس را مشاهده کردند. متعجبند که چطور فردی اشتباه را برگزیده اند. ماکرون بسیار باهوش و جذاب به نظر می رسد. او تا به حال پدر هیچ فرزندی نبوده اما ما حالا رئیس جمهوری سراغ داریم که آروز داریم کاش پسری نداشت.

صحبت در این باره ما را به سوال درباره کارهایی می رساند که دونالد ترامپ جونیور در جریان انتخابات ریاست جمهوری انجام داده است. ملاقات در برج ترامپ با وکیلی روسی که ادعا می کرد اطلاعاتی درباره هیلاری کلینتون دارد. هر روز فهرست اطرافیان مشکوک ترامپ در این ملاقات بزرگ تر می شود. اول داماد او جرد گوشنر. بعد پل مانافورت، مدیر مبارزات انتخاباتی ترامپ هم اضافه شد.

 

راب گولدستون، که عاشق ارسال عکس با کلاه های خنده دار است هم آنجا بود به همراه یک خواننده پاپ روسی که پدرش با ولادیمیر پوتین همکاری دارد. علاوه بر همه اینها، در آن جلسه رینات آخماتشین، افسر نظامی سابق شوروی که حالا لابی گری در واشنگتن است، حضور داشت. آخماتشین در پایتخت آمریکا چندان شناخته شده نیست در حالی که اخیرا توسط رئیس کمیته قضایی مجلس سنای ایالات متحده به عنوان لابی گری نام برده شده که توسط عوامل خارجی استخدام می شود تا اوامر آنها را پیش ببرد.

آخماتشین ممکن است فرد دیگری را نیز همراه خود آورده باشد. احتمالا یک مترجم یا چیزی در این حدود. این اطلاعات را وکیل دونالد ترامپ جونیور داده است. او وکیل شخصی دونالد ترامپ جونیور است و وکلای جراد کوشنر یا وکیل رئیس جمهور ترامپ اشخاص دیگری هستند.

دونالد ترامپ در این جلسه حضور نداشت. گفته می شود حتی در این رابطه نمی دانست. حداقل تا این اواخر. حتی این اواخر هم چیز زیادی در این مورد نمی داند. ترامپ اخیرا در دفاع از پسرش طوری واکنش نشان داده که گویی مدارکی بی ارزش به دست آمده که پسرش را متهم به تقلب در یک مسابقه شنای بچه ها می کند. ترامپ در صحبت با خبرنگاران در پروازش به پاریس پسر بزرگش را «پسری خوب» خطاب کرده است؛ «اون پسر خوبیه». این چیزی است که اکثر مردم آمریکا از رئیس جمهور خود تماشا کرده اند در حالی که او راهی فرانسه بود تا با رئیس جمهور 39 ساله این کشور ملاقات کند. رئیس جمهوری دقیقا همسن و سال دونالد ترامپ جونیور.

رئیس جمهور در حالی سوار هواپیما شد که درباره این سوال که آیا واقعا دیواری که بین مرز مکزیک و آمریکا می خواهد بسازد صفحات خورشیدی در بالای آن خواهد بود جواب داده که بله کاملا شفاف است که این دیوار باید این طور باشد. واقعا اینها را می شنوید؟ این دولت کاملا به شفافیت در همه چیز متعهد است! از انتشار ایمیل های دونالد ترامپ جونیور 10 دقیقه قبل از این که نیویورک تایمز آنها را منتشر کند تا دیواری مرزی.

از زمانی که ترامپ پایش به زمین رسید اوقات خوبی را در پاریس داشت. ماکرون تمام توقف گاه های مهم را برای ترامپ آماده کرد. شام در برج ایفل. رژه بزرگ با تعداد زیادی سلاح و هواپیما. اگرچه فرانسوی ها روز باستیل را جشن می گرفتند آنها صدمین سالگرد ورود نیروهای آمریکایی به جنگ جهانی اول را نیز به این مراسم اضافه کردند.

 

بنابراین شما با این کارها همه چیز را برای ترامپ آماده کرده اید یعنی بهترین راه برای رسیدن به قلب رئیس جمهور ما. ترامپ واقعا لذت برد. دستان ماکرون را با لذت فشرد و با عباراتی متنوع روی این دوستی تاکید کرد. حتی از شوخی جنسی با همسر 64 ساله ماکرون هم دریغ نکرد.

در پاریس از ملینا ترامپ با کمدی از لباس ها تقدیر شد. او برخلاف شوهرش چیز عجیبی نگفت. هیچ کس او را متهم به داشتن جلساتی شوم با روس ها نکرد و به این زن اعتبار زیادی داده شد. ماکرون میزبانی موفق بود. به نظر توانست افکار او را در مورد گرمایش جهانی تغییر دهد. ترامپ گفت «خوب بله، منظورم این است که ممکن است اتفاقی در مورد توافقنامه پاریس بیفتد… اگر این اتفاق بیفتد، فوق العاده خواهد بود.» او همچنین اضافه کرد: «خوب می دانید. این خیلی خوب است. شما رئیس جمهور خوبی دارید.» خورشید طلوغ و غروب کرد و سپس حقیقتی جدید متولد شد.

در جریان کنفرانس مطبوعاتی کوتاه ترامپ و ماکرون (ترامپ قرار بود که دو خبرنگار آمریکایی را فرابخواند اما یک خبرنگار آمریکایی و یک خبرنگار تلویزیون چین را صدا کرد) ماکرون گفت: «من در سیاست داخلی ایالات متحده دخالت نمی کنم.» ترامپ که این پاسخ را بسیار دوست داشت گفت که پسر او «مرد جوان فوق العاده ای است» که کاری را انجام داده است که «بسیاری از مردم انجام می دهند.»

آیا این کاری است که بسیاری از مردم انجام می دهند؟ ملاقات روس ها با اعضای حلقه درونی ترامپ؟ آیا این ملاقات هم در اتاقی شفاف روی داده است؟

[ad_2]

لینک منبع

یک فیلم ایرانی در بین بهترین ترسناک های 2017

[ad_1]

خبرآنلاین: فیلم سینمایی «زار» ساخته نیما فراهی در فهرست بهترین فیلم‌های ترسناک جهان در سال ٢٠١٧ میلادی قرار گرفت.

 سایت سینمایی «spotlight horror awards» به عنوان یکی از معتبر‌ترین نشریات مجازی سینمای وحشت، فیلم سینمایی «زار» به نویسندگی و کارگردانی نیما فراهی را در فهرست بهترین فیلمهای سینمایی ژانر وحشت جهان در سال ٢٠١٧ قرار داد.

یک فیلم ایرانی در فهرست بهترین فیلم‌های ترسناک جهان

این نشریه مجازی، متشکل از منتقدان سینمای وحشت جهان، هر ساله از بین صد‌ها فیلم ساخته شده در این ژانر، لیستی شامل بهترین ساخته‌های سینمای وحشت دنیا را تحت عنوان Award winning filmmakers منتشر می‌کند.

این نخستین بار است که نام یک فیلمساز ایرانی در بین اسامی حاضر در این فهرست به چشم می‌خورد.

«زار» اولین ساخته بلند نیما فراهی است که در سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و با استقبال خوب مخاطبان همراه بود.

[ad_2]

لینک منبع

طارمی پنجاه برابر غلامحسین مظلومی می‌ارزد؟

[ad_1]

فرهنگستان فوتبال: در انتهای فصل نقل و انتقالات فوتبال ایران بیایید نگاهی کنیم به رقم قراردادهای ستاره‌های بزرگ فوتبال ایران در سال ۵۵ با تیم متمول شهباز؛یک‌سال به عقب‌تر برگردیم: در سال ۱۳۵۴ نارضایتی ستاره‌های تاج از دستمزدها و رقم قراردادها به یک بلوا انجامید. و غلامحسین مظلومی، ناصرحجازی و رضا عادلخانی تصمیم به ترک تاج گرفتند و به شهباز که تازه به لیگ دسته اول صعود کرده بود، پیوستند. تیمی که با هدایت محراب شاهرخی و حضور نصرالله عبداللهی پرتجربه در قلب دفاع و حسین کلانی پرشور و البته کمی سنگین و علی مناجاتی و اکبر محمدی، به دسته اول فوتبال ایران صعود کرده بودند و قرار بود یاد شاهین دوست‌داشتنی و پرطرفدار را در فوتبال ایران زنده کند. حضور عادلخانی و حجازی و غلامحسین مظلومی در شهباز همه کارشناسان را شگفت‌زده کرد. در این بین ایرج سلیمانی هافبک وفادار پرسپولیس هم اعلام کرد برای احیای مکتب شاهین حاضر است به شهباز برود. محمود اعتمادی از بانک ملی و حمید مجدتیموری هم از نفت راهی شهباز شدند تا یکی از پرستاره‌ترین تیم‌های تاریخ لیگ تخت جمشید شکل بگیرد. هرچند مصدومیت‌های متوالی سلیمانی و مناجاتی و سنگین شدن آشکار حسین کلانی، شهباز را با مشکلاتی روبه‌رو ساخت اما در نهایت این تیم پرستاره در جایگاه سوم فوتبال ایران قرار گرفت. اما نکته اصلی رقم قراردادهای این تیم با بازیکنانش بود که طوفانی در فوتبال نیمه‌حرفه‌ای ایران به راه انداخته بود. یادتان باشد در آن سال دلار کمی بیشتر از ۷ تومان بود.

مبلغ قرارداد تعدادی از یاران شهباز در جام چهارم:


ملی‌پوشانی مثل غلامحسین مظلومی، نصرالله عبداللهی و محمود اعتمادی برای دو فصل بازی، قرارداد ۵۰ هزار تومانی بستند. یعنی ۷ هزار دلار! در انتهای همین فصل مظلومی با ۱۹ گل آقای گل مسابقات شد.

ناصرحجازی بهترین دروازه‌بان آسیا برای یک سال ۲۵ هزارتومان قرارداد بست. یعنی ۳ هزار و پانصد دلار برای یک فصل!

رضا عادلخانی در آستانه سی‌سالگی برای دو فصل قرارداد۲۵ هزارتومانی بست. یعنی سه هزار و پانصد دلار برای دو فصل!

ستاره نوظهوری مثل حمید مجد تیموری که دو سال بعد همراه تیم ملی ایران راهی جام جهانی ۱۹۷۸ شد برای دو فصل بازی در شهباز قرارداد ۱۵ هزار تومانی بست. یعنی دوهزار و ۱۰۰ دلار برای دو فصل. سالی هزار و پنجاه دلار. به پول امروز یعنی یعنی ۵ میلیون تومان برای یک فصل!

و یادتان باشد این قراردادها بالاترین رقم قرارداد در فوتبال آن موقع ایران بودند.

اگر قراردادها را با دلار امروز یعنی  ۳۸۰۰ تومان چنج کنیم می‌بینیم که بازیکنی در اندازه‌های غلامحسین مظلومی باید برای دو فصل بازی چیزی در حدود ۲۸ میلیون تومان قرارداد می‌بست! این در حالی است که قرارداد مهدی طارمی ۵۰ برابر این مبلغ است! تشخیص این‌که مهدی طارمی بازیکن بهتری است یا غلامحسین مظلومی به عهده خودتان. در حال حاضر در لیگ ایران مهاجمان متوسط حداقل ۱۰۰ هزار دلار قرار داد می‌بندند. فرشید باقری و یا امین حاج‌محمدی در سال پیش با استقلال قراردادهای ۲۵۰ هزار دلاری بستند! مطمئن باشید هیچ‌جای دنیا چنین ارقامی برای این‌گونه بازیکنان پرداخت نمی‌شود. باور ندارید از سوشا مکانی و مسعود شجاعی بپرسید.

یک‌طرفه به قاضی نرویم. همان سال‌ها در میانه دهه ۷۰ رقم قرارداد بازیکن‌های ممتاز  فوتبال انگلیس برای یک سال چیزی در حدود ۱۴۰ هزار پوند بود. یعنی در حدود ۲۰۰ هزار دلار.  اما افزایش ارقام دستمزدهای فوتبال انگلیس طی ۴۰ سال گذشته براساس یک چرخه سالم اقتصادی و قوانین تجارت آزاد بوده است اما در فوتبال ایران براساس بازارگرمی مدیران باشگاه‌های دولتی و نیمه‌دولتی.  لابد برای این‌که از مهاجرت فوتبالیست‌های نخبه جلوگیری شود تا باشگاه‌های ایرانی بتوانند با رقبای آسیایی رقابت کنند. حاصل این توجیه طی  ۲۵ سال گذشته دو نایب قهرمانی بوده است و دیگر هیچ!

[ad_2]

لینک منبع

آغاز «اگه بمیری…» از امروز در تماشاخانه ایرانشهر

[ad_1]

خبرگزاری مهر: نمایش «اگه بمیری…» نوشته فلوریان زلر و به کارگردانی سمانه زندی نژاد از امروز یک مرداد ماه در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود.

آغاز «اگه بمیری...» از امروز در تماشاخانه ایرانشهر

نمایش «اگه بمیری…» نوشته فلوریان زلر، ترجمه ساناز فلاح فرد، کارگردانی سمانه زندی نژاد و به تهیه کنندگی مهرداد بهاءالدینی اجرای خود را از امروز ساعت ۲۱ در تماشاخانه ایرانشهر آغاز می کند.

در این نمایش رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا به ایفای نقش می پردازند.

از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به روح اله زندی فرد مجری طرح، شیما میرحمیدی طراح صحنه و لباس، آنکیدو دارش طراح صدا، رضا خضرایی طراح نور، صادق زرجویان گرافیک، مهرداد متجلی ساخت تیزر و مهدی آشنا عکاس اشاره کرد.

همچنین نوشین طهماسبی: دستیار کارگردان و برنامه ریز، داود ونداده: مدیر صحنه، راحیل مرشدی: منشی صحنه، مهرشاد دهنو: دستیار صحنه گروه کارگردانی نمایش «اگه بمیری…» را تشکیل می دهند.

[ad_2]

لینک منبع

انتقاد از ثبت نام موتورسیکلت‌ها برای طرح ترافیک

[ad_1]

خبرگزاری مهر: عضو هیئت رئیسه شورای شهر تهران گفت: ثبت نام از موتورسیکلت‌ها برای ورود به محدوده طرح ترافیک غیرقانونی است.

ابوالفضل قناعتی با اشاره به اعلام شهرداری برای ثبت نام در سامانه طراحی شده برای طرح ترافیک موتورسیکلت‌ها گفت: در مصوبه گذشته شورا به شهرداری تکلیف شده ظرف سه ماه سازوکار ورود موتورسیکلت‌ها به محدوده طرح ترافیک باهمکاری پلیس راهور تعریف و به شورا ارائه شود.

وی با بیان اینکه در بند ۶ مصوبه گذشته شورا، تأکید شده بود این سازوکار باید مورد تصویب شورای شهر قرار بگیرد ادامه داد: هنوز از سوی شهرداری این سازو کار به شورا ارائه نشده بنابراین تا زمانی که این موضوع مصوبه شورا را نداشته باشد، قیمت‌های آن مشخص نشود و در نهایت برای تأیید نهایی به شورای عالی ترافیک نرود هر گونه اقدامی در این زمینه غیرقانونی است.

قناعتی تأکید کرد: نباید بدون فراهم کردن زیرساخت‌ها، ثبت نام انجام شود و پروژه‌ای که مشخص نیست که چه زمانی به سرانجام برسد را آغاز کنیم تا شش سال بعد مردم همچنان پیگیر این موضوع نباشند.

به گزارش خبرنگار مهر، از صبح امروز مدیران ترافیکی شهر تهران اعلام کرده بودند که موتورسیکلت‌ها، تنها اطلاعات خود را برای بررسی ورود به محدوده طرح ترافیک در سامانه ثبت کنند.

[ad_2]

لینک منبع