تبلیغات متنی
آپلود عکس با لینک مستقیم
بلیط هواپیما
خريد ممبر گروه تلگرام
جديدترين مدلهاي پرده
افضل الاطباء العيون
افضل مستشفی عیون
جراحة المياه البيضاء
ساندویچ پانل
download free movies
گنج يابي
باستان شناسي
گنج ودفنيه
کتاب اسرار و علائم نشانه ها

قالب وبلاگ
قاصدون
خريد بک لينک قوي
دفتر
کسب درامد از اينترنت
خريد کتاب گنج يابي
نم نم چت | چت روم فارسی | چت شلوغ
آپلود عکس
رویش بلاگ | ساخت وبلاگ ایرانی

مهریه عجیب عروس ایرانی

[ad_1]


مهریه عجیب عروس ایرانی

مهریه عجیب عروس ایرانی|عروس ایرانی و مهریه عجیبش

مهریه عجیب عروس ایرانی

این روزها شاید خبرهای بسیاری از مهریه های عجیب عروس ها بشنویم شاید مهریه های بسیار سنگین و گتهی مهریه هایی بسیار ساده و ابتدایی. این بار نیز این عروس ایرانی با مهریه اش همه را شوکه کرد و همه مهمانان و حاضران بعد از شنیدن مهریه از طرف عروس تا چند دقیقه ای در شوک بودند این عروس و داماد در محل کارشان عاشق شده بودند و هردو دوست داشتند زندگی را از دریچه ای تازه ببینند

مهریه عجیب عروس ایرانی

عروس ایرانی و مهریه عجیبش

مهریه عجیب عروس ایرانی|عروس ایرانی و مهریه عجیبش

مهریه عجیب عروس ایرانی

عروس و داماد در محل کار یکدیگر را دیده و به هم دل بسته بودند. هر دو دوست داشتند زندگی‌شان را از دریچه‌ای دیگر ببینند. برای همین بود تصمیم گرفته بودند به گونه‌ای جدید و نو زندگی را آغاز کنند. اگرچه سال‌ها پیش پدر دختر جوان از روستا به شهر آمده بود و در شهر زندگی کرده بود، ولی واقعیت این بود که دختر جوان هنوز به اصالت‌ها و سادگی‌ها دل بسته بود. برای همین بود که وقتی وارد شد، همه متعجب شدند. او به رسم روستا لباسی محلی پوشیده و با سادگی تمام آماده عقد ازدواج شده بود.زمانی که عروس و داماد کنار سفره عقد نشستند اطرافیان شروع به پایکوبی کردند. در این زمان عاقد از پدر عروس درخواست کرد تا میزان مهریه را مشخص کند. پدر عروس گفت: من خوشحال هستم که در تمام این سال‌ها دختری خوب ترتیب کرده‌ام و او هرگز با وجود پیشرفتی که داشته حقیقت و اصالت خود را از یاد نبرده است. برای همین می‌خواهم انتخاب میزان مهریه را به عهده خودش بگذارم زیرا می‌دانم او بهترین انتخاب را خواهد داشت و بهترین شیوه را در پیش خواهد گرفت. دختر جوان رو به پدرش کرد و گفت:
ـ اگر به این مرحله رسیده‌ام، همه را از شما دارم و از شما سپاسگزارم که در این لحظه و در این مرحله از زندگی به من این اجازه را می‌دهید که برای خودم و زندگی‌ام تصمیم بگیرم.
عروس پس از لحظاتی ادامه داد:
ـ فردی را که برای زندگی‌ام انتخاب کرده‌ام، فردی است که در طول چند سال همکاری با خودم انتخاب کرده‌ام و خوشحال هستم که عقاید و افکارمان به هم نزدیک است برای همین برای مهریه‌ام یک موتوسیکلت و دو عدد دوچرخه تقاضا می‌کنم. عروس در برابر تعجب همه گفت:
ـ من به سفر علاقه زیادی دارم و دوست دارم در طبیعت گشت و گذار داشته باشم، هم من و هم همسرم از دوچرخه‌سواری لذت می‌بریم و می‌خواهم با دوچرخه سفر کنیم و سفرهایی هم که با دوچرخه ممکن نیست را با موتوسیکلت برویم.حاضران با شنیدن این میزان مهریه شادمانی کردند و خطبه عقد خوانده شد.

گردآوری سایت خبری تفریحی خرگوش

 



[ad_2]

لینک منبع