طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

[ad_1]

یه عدد بین ۱۰ تا ۲۰ انتخاب کن

اون عدد رو با ۳۲ جمع کن

حاصل رو ضرب در ۲ کن

حاصل رو منهای ۱ کن

حالا چشماتو ۵ ثانیه ببند.

.

.

.

همه جا تاریک شد. درسته؟

اینو خودم درس کردم

ما اینیم دیگه!

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

امروز ۵۰ متر دنبال تاکسی دویدم.بعد راننده نگه داشت.

گفت میخوای سوار بشی ؟؟

.

.

.

گفتم نه داداش فقط میخواستم بگم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های جدید

کاشکی مثل این فیلما یه دختر پولدار عاشقم بشه

.

.

.

.

بعد باباش بیاد بگه ۲۰۰ میلیون بهت میدم از زندگی دخترم برو بیرون

منم با قلبی شکسته قبول کنم

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

جوک خنده دار

عاغاااا

یه رفیق دارم خونشون روبروی تالاره

هر شب میره وسط مجلس میرقصه

خونواده داماد فکر میکنن فامیل عروسه

خونواده عروس فکر میکنن فامیل داماده

.

.

.

دو تا پنجاهی شاباش میگیره

شامشم میخوره میاد خونه

آماده میشه برا شب بعد

ماهی ۳ ملیون درامد

هی بگید کار نیست

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های زیبا

یه سلامی هم بکنیم به پول

.

.

سلام چرکو

مارو نمیبینی خوشحالی؟؟؟

خاک تو سرت

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

جدید ترین طنز نوشته ها

زن از شوهرش میپرسه:

از چیه من خوشت میاد، صورت زیبا یا هیکل متناسبم؟

.

.

.

شوهره یه نکاهی به سرتا پاش میکنه و میگه:

از اعتماد به نفست

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته جدید

یه زن همیشه می بخشه و فراموش میکنه!

ولی …

.

.

.

هیچ وقت نمیزاره تو فراموش کنی که بخشیده و فراموش کرده ..!

درود بر بانوان غیورِ پدر در آرِ سرزمینم

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه

اﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﻠﻤﻤﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺭﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :

 ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﭼﺮﺍ؟؟

ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﺎ ﺑﮕﯿﻢ …!!!

ﮔﻔﺖ : ﺑﮕﻮ ﻋﺰﯾﺰﻡ …

.

.

.

.

ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﭼﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺍ؟

ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺘﮑﻢ ﺯﺩ هنوزم نمیدونم چرا؟

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های جدید

پیر زنی رفت داروخانه تا برای درد مفاصلش دارو بخره. . .

.

.

صندوق دار داروخانه بهش گفت:

خوشکل خانم امر بفرمایید…

پیزنه فوری کمرشو راست کرد گفت:

رژ لب میخواستم عزیزم….

این است قدرت کلمات

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های خنده دار

ﺷﺎﻡ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ، ﺍﻭﻥ

ﭘﺎﺭﭺ ﺁﺏ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﯼ؟

.

.

ﺯﺩ ﭘﺲ ﮐﻠﻪ ﺍﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﺸﻘﺎﺏ !!

ﻣﯿﮕﻢ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟

ﻣﯿﮕﻪ: ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮِ ﺧﺮﺕ ﮐﻨﻦ !

ﺁﺏ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻢ ﻫﺴﺖ … ﺟﻮﺟﻪ ﺑﺨﻮﺭ بدبخت!!!!

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته

به بابام میگم ۲۷سالم شده نمیخوای برام استین بالا بزنی

.

.

.

میگه: والا اگه کسی راضی بشه با تو ازدواج کنه استین که سهله با شورت میرم خواستگاری برات…!

یعنی اینقد تو خونواده منو قبول دارن

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب , طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

دختره ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻭﻍ ﻭ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩ

ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﭼﯿﻪ؟

ﮔﻔﺖ ﺩﻭﻍ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺎﺭﻩ

.

.

.

ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﺨﻠﻮﻃﺶ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺁﺩﻣﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﻪ؟

 

[ad_2]

لینک منبع

اشعار طنز زندگی کارمندی

[ad_1]

اشعار طنز زندگی کارمندی | آلاچیق دوستی|تفریحی|سرگرمی



اشعار طنز زندگی کارمندی

شعر طنز در مورد روز کارمند

زنم گـــوید بـه من ، تو بی کلاسی
نــدارد زنــدگــی بـا تـو  اســــاسی

پُـزت عالـی بـه وقـت خـواستگــاری
ولی اکنــون همیشـه آس و پاسی

دهی اُملت به من هـر روز و هـرشب
نمی بینـم به دست ات اسکناسی

نه تفریحی ،نه مهمانی ،نه گردش
نه ماشینی ،نه فرشی،نه پلاسی

نه انگشتر، نه گردنبند ،نه گوشوار
نه مانتوئی، نه چادر،نه لباسی …

بــرای خــاطــرت از جــان گــذشتم
چقــدر ای مــرد ، رنـد و ناسپاسی

بخشکی شانس، از فکـر و خیـالات
نمانـده در سرم هــوش و حواسی

به او گفتـم : تحمـــل کـن عـزیزم !
نــدارد ســود عجــــز و التمــاسی

به اوگفتم :بفـرماچـاره ام چیست؟
اگــر کـــه چـاره کـــردی اقتباسی

به مـن گفتا :دلت خوش کارمندی
نه گیری رشـوه ای،نـه اختلاسی

طلاقم ده ،رها گـــردم زدست ات
نگیـرم بعــد از این با تـو تماسی !

index

اشعار طنز کارمندی

من فرد کارمندم مترو سوارم
هر روز رفت و برگشت این گشته کارم

با یک بلیط ارزان کلی مسافت
از خانه تا به کارم ره می سپارم

حسرت بدل بماندم یک دم نشینم
سرپا میان مردم تحت فشارم

دستم زبسکه گیرد آن میله محکم
در کتف خویش دردی جانکاه دارم

از بس که هل دهندم هر سوی مردم
آید برون دمارم از روزگارم

از لحظه ی ورودم تا وقت اخراج
جنگاوری نمونه در کارزارم

وقت سوار گشتن چون میوه ی کال
وقت پیاده گشتن من آبدارم

بسکه گدا ببینم در مترو هرروز
بر حال وروز آنها من اشکبارم

بازار داغ باشد بازار مترو
بهر خرید اجناس من بی قرارم

هم شیر مرغ دارد هم جان آدم
با قیمتی مناسب آید بکارم

هروز شاهدم بر دعوای مردم
بی طاقتیشان را افسوس دارم

مطالب مشابه



[ad_2]

لینک منبع