ازدواج با این پسرها ممنوع!

[ad_1]

 

ازدواج با این پسرها ممنوع!

ازدواج با این پسرها ممنوع!

ازدواج با این پسرها ممنوع!

ازدواج با چه مردانی زندگی مشترک را با مشکل مواجه می کند؟دسته ای از مردان هستند که به دلیل ویژگی های شخصیّتی، خانوادگی و جایگاه اجتماعی شان متأسّفانه ناخواسته عشق و علاقه را در زندگی مشترک از بین می برند. پارامترهایی وجود دارد که با کمک آن ها می توان مردانی که احتمال به بن بست رسیدن با آن ها در زندگی مشترک وجود دارد را بهتر شناخت.

ازدواج با این پسرها ممنوع!

ازدواج

ازدواج با این پسرها ممنوع!

ازدواج با این پسرها ممنوع!

در انتخاب این دسته از مردان دقّت کنید:

۱ – شوهرهایی که تعصّب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند

خانمش را چون یک شی و وسیله می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع رفتن ، به خانه پدر و مادر ممنوع ، سرزدن به دوستان ممنوع ، درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع، داشتن شغل ممنوع ؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع ، خندیدن با صدای بلند در محیط خانواده و محارم ممنوع ، رفتن کنار پنجره ممنوع ، بیرون رفتن از منزل ممنوع.

۲ – مردان سلطه جو، زورگو و کنترل کننده

چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد.

برای مثال تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده؛ انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن.

۳ – مردان بی مسئولیّت

این مردان فراموش کرده اند که فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری، اجرا و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود مثل ازدواج موقت و ازدواج سفید هستند.

۴ – مردان بی احساس و سخت کوش

برای این مردان زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این مردان خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو و…، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت هستند.

گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند.

۵ – مردان وابسته و غیر مستقل

این مردان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند وابسته تر بار آمده اند.

۶ – مردان کمال گرا و خسیس

این مردان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند.

برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند.

ازدواج با تفاوت سنی بیش از ۱۰ سال

همان قدر که ازدواج با مردان کوچک‌تر رواج یافته، ازدواج با مردانی که بزرگ‌تر هستند هم از قبل شایع است. مردانی که بعضاً پانزده سال یا حتی بیشتر از فرد مورد علاقه‌شان بزرگ‌ترند. در این موارد باید سه سوال اساسی را از خودتان بپرسید و پس از بررسی منطقی و جواب عاقلانه و آینده‌نگرانه به آن، بله یا نه بگویید. پیشنهاد میکنیم احساسات را موقتاً کنار بگذارید و تنها در صورتی که جواب این سوال‌ها مثبت است به بقیه موارد فکر کنید:

۱- نظرش درمورد بچه دار شدن با شما یکی است؟

اگر خواستگارتان در اواخر دهه سوم یا چهارم زندگی‌اش به سر می‌برد احتمالاً تا الآن به دیدگاه‌های ثابتی درباره داشتن بچّه رسیده است. ممکن است قبلاً ازدواج کرده باشد و حتّی بچّه یا بچّه‌هایی هم داشته باشد. در این شرایط داشتن یک بچّه دیگر احتمالاً گزینه ایده آلی برای او نخواهد بود. این در حالی است که شما سنی ندارید و دلتان می‌خواهد خیلی زود مادر شوید.

اصلاً ممکن است ماجرا کاملاً برعکس باشد. او باز هم بچّه بخواهد و شما آمادگی بچّه دار شدن را نداشته باشید. چه در آرزوی مادر شدن هستید و چه از بچّه داری خوشتان نمی‌آید باید نظر او را درباره موضوع «بچّه» جویا شوید. موضوع بچّه بهتر است در جلسه سوم یا چهارم خواستگاری مطرح شود. دو جلسه اوّل خیلی زود هستند! بعد از جلسه سوم و چهارم هم ممکن است به طرف مقابل علاقه‌مند شده باشید و شرایط او را بپذیرید.‌‌ بنابراین همان جلسه سوم و چهارم را بچسبید!

۲- با علائم سالخوردگی‌اش کنار می‌آیید؟

مورد توجّه قرار گرفتن از جانب مردی که از شما بزرگ‌تر است خوبی‌هایی دارد: رفتار او پخته‌تر است، بچه بازی‌های کمتری دارد، می‌داند با شما چطور رفتار کند و به عنوان یک مرد جا افتاده وضعیت اقتصادی‌اش هم ثبات پیدا کرده است. اما باید بدانید خواستگارتان به زودی علائم سالخوردگی را نشان خواهد داد. کم کم مو‌هایش خاکستری و بعد سفید می‌شوند. دوست دارد شب‌ها زود‌تر بخوابد. به آرامش بیشتری نیاز دارد و شاید دیگر حوصله هیجان‌های سن شما را نداشته باشد. قبل از اینکه جواب مثبت بدهید از خودتان بپرسید آیا می‌توانید با چنین وضعیتی کنار بیایید؟

۳- آیا فهرست چیزهایی که از آن‌ها لذّت می‌برید یا برعکس به هم شبیه است؟

اختلاف سنی زیاد به معنی این است که شما دو نفر در دو دوره مختلف رشد کرده‌اید. خواننده‌های محبوبتان با هم فرق دارند، فیلم‌های مورد علاقه‌تان سبک‌های مختلفی دارند و در ‌‌نهایت از نظر وضعیت کاری هم در دوموقعیت کاملا متفاوت هستید. دوستانتان هم که دیگر جای خود را دارند: یک عده اهل دسته جمعی سینما رفتن و عده دیگر عاشق پیک‌نیک‌های خانوادگی. در این شرایط از خودتان بپرسید آیا می‌توانید در جمع همسالان او حاضر شوید؟ آیا می‌توانید او را در جمع دوستان خودتان بیاورید؟ چقدر وجه مشترک دارید؟

ازدواج با مردان کوچکتر از خود

در صورت بزرگ‌تر بودن زن، آسیب‌هایی که ممکن است بروز کنند عبارتند از:

۱- جابجایی یا تغییر نقش از همسری به «والد- فرزند» یا «معلم- شاگرد». یعنی زن با سن بالاتر از مرد چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن و سال می‌‌‌داند (که می‌‌تواند نگاه درستی هم باشد) در طول زمان با تغییر نگاه همسری به نگاه مادری، شروع به نصیحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود می‌کند و در عین حال ممکن است یکی از این اتفاق‌ها بیفتد: گاهی زن دچار خستگی، درماندگی و استیصال می‌‌شود چون شوهر در حال مبارزه و حل مشکلاتی است که زن آن را قبل‌تر به نوعی تجربه کرده و برخی رفتارها، ناپختگی‌ها و حتی خطرکردن‌های معقول مرد برایش جذاب نیست و حتی او را به نوعی بی‌مسئولیت تصور می‌‌کند.

در برخی موارد، مرد برای حفظ اقتدار مردانه، شروع به مقابله و ایستادگی در مقابل همسرش می‌کند طوری که حتی شاید نظرهای پخته و منطقی او را هم نپذیرد و محیط پرتنشی ایجاد کند. برخی زنان هم در ازدواج موفق دنبال تکیه‌گاه مطمئن و عاقلی هستند که احتمالا نمی‌‌توانند این حس را از همسری که تصور می‌‌کنند ناپخته است، بگیرند.

۲- اگر ازدواج بر مبنای توان اقتصادی زن انجام شده باشد، چند حالت ممکن است پیش بیایید؛ زن احساس عشق واقعی از مرد نگیرد، زن به خاطر مسئولیت امور مالی، دچار فرسودگی جسمی‌‌ و روانی شود و رابطه به تعارض کشیده شود.

۳- اگر ازدواج با تصور تغییر کردن و خود را وفق دادن انجام شده باشد؛ این اشتباه رایج وجود دارد که افراد، مخصوصا خانم‌ها فکر می‌‌کنند با تزریق عشق و محبت و علاقه می‌‌‌توانند طرف مقابل را تغییر دهند که به‌هیچ‌وجه درست نیست. در بیشتر موارد این رفتار باعث بروز تغییرات ماندگار و نهادینه در طرف مقابل نمی‌‌‌شود. از طرفی، دور شدن از خود واقعی و خود را مطلوب دیگری کردن، بالاخره به‌تدریج باعث نارضایتی از خود می‌شود و کم‌کم تنش و بحران با بازگشت به خود واقعی ایجاد خواهد شد.

منبع : نبض ما، باشگاه خبرنگاران، نیک صالحی، پایگاه اطّلاع رسانی تنظیم خانواده

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

[ad_2]

لینک منبع

ازدواج با این دخترها ممنوع!

[ad_1]

ازدواج با این دخترها ممنوع!

ازدواج با این دخترها ممنوع!

ازدواج با این دخترها ممنوع!

ازدواج با چه زنانی زندگی زناشویی را با مشکل مواجه می کند؟ هر چند همه ما بر این مسئله تأکید داریم که هیچ انسانی کامل نیست، امّا برخی ویژگی ها هستند که اگر در یک زن وجود داشته باشند ممکن است در زندگی زناشویی او مشکلاتی به وجود آورد. راه های شناخت زیاد هستند، امّا راه های میانبری هستند که به کمک آن ها طرفین می توانند در مدّت کوتاه آشنایی قبل از ازدواج به شناخت قابل قبولی از طرف مقابل برسند.

ازدواج با این دخترها ممنوع!

ازدواج

ازدواج با این دخترها ممنوع!

ازدواج با این دخترها ممنوع!

با این دختران ازدواج نکنید

در مورد انتخاب همسر، به شما می گوییم که با کدام دختران ازدواج هم نکنید.
زن تلخ و طعنه‌ زن

به نظر می رسد این جور زنان همیشه از دست همه ی مردها عصبانی هستند! احتمالا دل آنها یک یا چند بار توسط مردها شکسته شده و همیشه در حال سرکوفت زدن و حمله ور شدن به مردها هستند و اگر فرصتی برای شان پیش بیاید با کلام آزاردهنده و توهین و ناسزای ناشی از خشم بیرون حل نشده ی خود مرد مقابل را کاملا آزرده خواهند کرد. پس ازدواج با این زنان به صلاح نیست.

زن خودخواه

اگر دوست دارید بعد از ازدواج خانه ای شاد و همسری داشته باشید که شادی شما هم برای او مهم باشد پس باید دور ِ زن ِ خودخواه را خط بکشید! زنی که تعیین کرده همیشه خودش در الویت باشد نخواهد توانست یک خانه و زندگی گرم و شاد و عاشقانه برای تان فراهم کند.
زن پولدوست

زنی که نسبت به مسائل مادی، توجه و تمایل وسواس گونه دارد مطمئنا نمی تواند همسر خوبی بعد از ازدواج با شما باشد. اگر توجه او نسبت به پول و مادیات بیشتر از تامین عاطفی و روحی خانواده و همسر و فرزندانش باشد، نخواهد توانست نقش خود را به خوبی ایفا کند.

زنی که برای هر کسی عشوه گری می کند

آیا جذب زنی شده اید که به نظر می رسد همیشه در حال عشوه گری و طنازی برای این و آن است؟ این زن مانند یک پروانه که از گلی به گل دیگر می رود، توجهش به تمام مردهای دور و اطرافش هست و به نظر می رسد تمام مردها جذب او می شوند.

خب، بهتر است چشمهای تان را خوب باز کنید! زیرا ترک چنین عادتی بعد از ازدواج بسیار دشوار است و شما مطمئنا تحمل دیدن و شنیدن این را ندارید که همسرتان بخواهد گفتگوهای پر از ناز و عشوه با تمام مردهای اهل محل داشته باشد!

زنی که اهل مهمانی های مداوم است

این زن به هر مهمانی دعوت می شود و حتماً باید در همه ی آنها هم حضور داشته باشد، او بیشتر اوقات لباس هایی می پوشد که بیشتر از همه جلب توجه کند و به عبارتی نگین مجلس باشد! او مدام منتظر مهمانی بعدی است و به هیچ دعوتی نمی تواند «نه» بگوید.

چنین زنی بعد از ازدواج نمی تواند اهل زندگی باشد و آرامش و عشق مورد نیازتان را به شما بدهد، چون اصلا وقتش را ندارد!

زنی که همیشه همه چیز برایش مهیّا بوده

دختری که در محیطی بزرگ شده که همه چیز همیشه در دسترسش بوده و هرگز تجربه ی تلاش برای به دست آوردن چیزی را نداشته است، احتمال اینکه بتواند زن خوبی برای همسرش باشد بسیار ضعیف است.

فرقی نمی کند همسرش چقدر بتواند آن نوع زندگی و راحتی که این زن دوست دارد را برایش فراهم کند، چون نباید فراموش کنید که زندگی زناشویی و ازدواج گاهی واقعا نیاز به گذشت و صبر و فداکاری دارد و این چیزی است که چنین زنی برایش تمرین نکرده و آماده نشده و بعید به نظر می رسد که الان بتواند این تمرین ها را شروع کند.

زنی که بیش از حد دنبال جلب محبّت است

هر چند زنان به طور طبیعی بیشتر از مردان محبّت و توجّه را دوست دارند امّا اگر این تمایل تبدیل به وسواس شود، چیز خوبی نیست.

یک شوهر خوب حتما زمان کافی برای همسرش و رسیدگی به نیازهای او اختصاص می دهد اما این اتفاقی نیست که صد در صد مواقع روی بدهد، یعنی منطقی نیست که زن توقع داشته باشد همسرش تمام اوقات توجهش فقط و فقط به او باشد!

زنی که مدام در حال کنکاش زندگی دیگران است

آیا دختری که با او ملاقات کرده اید انگار هیچ وقت یادش نمی ماند که خیلی از کارها به او مربوط نیست؟ آیا همیشه توجه و تمرکزش روی این است که فلانی چه کار کرده یا زندگی اش چطور است؟

پس مطمئن باشید که این دختر مناسب همسری شما نیست. یک مرد به زنی نیاز دارد که توجه و الویت هایش خانه و زندگی خودش باشد و انرژی اش را صرف برنامه ریزی و تصمیم گیری برای ازدواج و زندگی مشترک شان بکند نه جستجوی زندگی و حال و روز دیگران! اگر ذهن زن زندگی تان مدام درگیر چند و چون زندگی دیگران باشد، قطعا بازنده ی این نبرد، شما خواهید بود.
زنی که هراس از تعهد (نوعی فوبیا) دارد

زنی که به سختی می تواند زیر بار مسئولیّت برود و برای پذیرش هر نوع تعهدی (دانشگاه، شغل، خانواده، دوستان و …) مشکل دارد نخواهد توانست تعهد ازدواج و همسر بودن را نیز بپذیرد.

اگر به نظر می رسد که علاقه‌ اش به هر چیزی موقتی است و خیلی زود نظرش تغییر می کند و همیشه دنبال سوژه ی بعدی است، مطمئن باشید که به سختی خواهید توانست توجه و تمایل او را به زندگی خودتان حفظ کنید.

زن گستاخ

زنی که معمولا بی‌ ادب و گستاخ به نظر می رسد و حتی در رفتار با آنهایی که مورد تأییدش هستند هم چنین ویژگی هایی را بروز می دهد، بدون تردید بعد از ازدواج این شدت این رفتارها دوبرابر خواهد شد. احترام قائل شدن برای انسان های دیگر، یک خصوصیت بسیار مهم و غیرقابل چشم پوشی است که باید حتما در مورد کسی که قرار است بقیه ی عمرتان را با او سپری کنید مدنظر داشته باشید.

زنی که مدام دلشوره دارد

اگر دختر یا زنی که با او آشنا شده اید مدام در حال نگرانی از همه چیز است و شما هم قهرمانانه دوست دارید دنبال برطرف کردن نگرانی هایش باشید و از این هم متعجبید که چرا معمولا اتفاق های ناخوشایند برای او می افتد، باید بدانید او کسی است که نمی تواند با تکیه بر تلاش های خودش موفق شود و اغلب با تکیه بر دیگران کارش را پیش می برد چون نگرانی های همیشگی او توان درست فکر کردن، درست تصمیم گرفتن و درست عمل کردن را از او سلب می کند و اگر شما نجات دهنده ی این خانم همیشه مضطرب باشید، بعد از ازدواج خودتان هم از پا خواهید افتاد.

از خودتان بپرسید اگر در ازدواج تان با این زن، نیاز به کمک او داشته باشید و لازم شود روی او حساب کنید چه اتفاقی خواهد افتاد. شما مجبور نیستید و برای این زندگی نمی کنید که مدام در حال نجات دادن و دلداری دادن به فرد دیگری باشید.
زن سایکوپت یا روان پلید

سایکوپت ها افرادی جامعه ستیز، حقّه باز و جّذابند و به نوعی اختلال شخصیت دچارند. زنان سایکوپت معمولا زیبا هستند و ممکن است این جذابیت آنها، چشمان مردان را کور کند و از دیدن حقیقت باز بمانند. به گزارش نبض ما، زن سایکوپت، نوسانات خلق و خو دارد؛ یک دقیقه مهربان است و دقیقه ای دیگر می خواهد سرتان را از بدن جدا کند! یک لحظه محبت و نوازش شما را می طلبد و لحظه ای دیگر حتی چشم دیدن شما را هم ندارد و می خواهد که هر چه سریعتر او را ترک کنید! احتمالا خود شیفته هم هست و بینشی نسبت به رفتارهایش ندارد. شاید بابت اخلاق بدش برای تان بهانه بیاورد اما شما باور نکنید!

زن کنترل گر

زنی که سلطه گر و برتری خواه است، تمایل زیادی به ریاست و کنترل شما دارد، تمام تصمیمات را خودش می گیرد و وقتی سعی دارید خودتان را ارزیابی کنید، سرکوب تان خواهد کرد. او می گوید که کجا بروید، با چه کسی ملاقات کنید و … ممکن است شما را از دوستان تان جدا کند و حتی شاید زمانی از این تعجب کنید که آیا اصلا شما در این رابطه و ازدواج وجود دارید و برایش مهم هستید یا نه، چون حق اظهار نظر و انتخاب ندارید! دوستان شما هم دیگر احترام گذشته را برای تان قائل نخواهند بود. پس بهتر است قبل از شروع زندگی با چنین زنی، جدا تجدید نظر کنید.

زن وابسته و غیرمستقل

این زن، منبع بی پایان نیازهاست! شدیداً وابسته است و با مدام اعلام نیاز کردنش دست و پای شما را خواهد بست. شما مجبورید پیوسته او را بابت عشق و علاقه تان مطمئن کنید و بگویید که همه چیز خوب است. اگر با شما تماس بگیرد و فورا جوابش را ندهید، آشفته و هراسان شده و در اولین فرصت به شما حمله خواهد کرد.

اگر بخواهید چند ساعت را با دوستان تان بگذرانید، تلفن‌ تان مدام زنگ خواهد خورد چون وابسته به شماست، نیاز به ترحّم و توجه شما دارد و نگرانی های مداومش را «شما» باید جوابگو باشید. مطمئن باشید هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید چنین زنی را کاملاً مطمئن و خیالش را راحت کنید.

منبع : نبض ما

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

[ad_2]

لینک منبع

ورود آقایان خشن اکیداً ممنوع!

[ad_1]

ورود آقایان خشن اکیداً ممنوع!

ورود آقایان اکیداً ممنوع!

ورود آقایان اکیداً ممنوع!

چشمان خود را ببندید. یک لحظه تصور کنید جایی هستید که خبری از مرد خشن نیست. فرض کنید در شهری زندگی می کنید که در انحصار زنان است. شهری که توسّط زنان اداره می شود. این شهر قوانین خاص خود را دارد. کسانی که می خواهند در این شهر زندگی کنند، باید قوانین آن را بپزیرند. ورود مردان خشن به این شهر اکیداً ممنوع است. مردانی که به قوانین این شهر پایبند نباشند، محکوم به اخراج از شهر خواهند شد.

ورود آقایان خشن اکیداً ممنوع!

ورود آقایان ممنوع!

ورود آقایان خشن اکیداً ممنوع!

ورود آقایان خشن اکیداً ممنوع!

این شهر متعلق به زنان است ورود آقایان ممنوع

ما شما را با چنین شهری آشنا می کنیم. شهری جذاب در دل منطقه کوهستانی کوچابامبای بولیوی که در بین تپه‌های مه‌آلود و طبیعتی بکر آرام گرفته. در ظاهر شبیه به باقی شهرهای کوچک منطقه هست.

سخت می توان این اجتماع حاشیه‌نشین را از سایر شهرهای کارگرنشین منطقه تشخیص داد؛ سکونتگاهی با منزل‌های آجری کوچک و تک‌اتاقه و ساختمان‌هایی که طبقه کارگر بولیوی را در خود جای داده هست.اما این شهر دورافتاده برخلاف ظاهر عادی‌اش با سایر شهرها یک تفاوت آشکار دارد؛

این شهر فقط توسط زنان اداره می شود؛ زنانی دل‌مرده و خسته از جامعه‌ای بی‌رحم و زن‌ستیز که میخواهند زمام امور زندگی‌شان را خودشان به دست بگیرند و یک‌بار برای همۀ وقت} از زیر سایه سنگین سرنوشت محتومشان فرار کنند.

همه ی وقت پای یک زن در بین هست
از سال ۱۹۹۹ چند فعال اجتماعی بولیویایی تصمیم گرفتند زیر سایه توانمندی‌های مدیریتی زنان، منطقه امنی را به نام ماریا آکسیلیادورا برای زندگی خانواده‌ها ایجاد کنند که در آن برخلاف سایر شهرهای بولیوی، خبری از خشونت‌های خانگی نیست. خانواده‌هایی که دوست دارند در این شهر کوچک زندگی کنند،

باید قوانین خاص آن را بپذیرند. این شهر دو قانون مهم دارد؛ اول این‌که خرید و فروش مشروبات الکلی در آن ممنوع هست و دوم این‌که خشونت‌های خانگی و جنسیتی در این شهر جایی ندارد. یکی از موسسان ماریا آکسیلیادورا درمورد زندگی در این شهر به گاردین گفته: «تا قبل از این‌که در این شهر ساکن شویم، همسرم مانند اغلب مردهای بولیویایی عادت داشت وقت و بی‌وقت من را کتک بزند. از وقتی در ماریا آکسیلیادورا ساکن شده‌ایم و قوانین آن را پذیرفته‌ایم، او نوشیدن الکل را کنار گذاشته و دیگر روی من دست بلند نکرده هست.»

این اجتماع کوچک کعبه آمال زنانی هست که در جامعه‌ای خشونت‌طلب و مردسالار زندگی میکنند. بولیوی کشوری هست که کشتار زنان در آن بیداد میکند و اعمال خشونت علیه آن‌ها به موضوعی عادی و روزمره تبدیل شده هست. این معضل آن‌قدر در بولیوی جدی هست که دولت گروهی را تحت عنوان «نیروهای ویژه علیه خشونت» مامور پی‌گیری

و پیش‌گیری از سوءرفتار با زنان کرده هست. طبق آمارهای رسمی، سال قبل ۹۴ زن در نتیجه خشونت‌های خانگی در بولیوی کشته شدند و در سال ۲۰۱۵ هم ۹۳ زن به قتل رسیدند که این رقم با دقت به جمعیت ۱۰ میلیون نفری بولیوی آمار نگران‌کننده‌ای هست. تنها در دو روز ابتدایی سال ۲۰۱۷ هم دو مورد قتل زنان گزارش شده هست.

ایوو مورالز، رئیس‌ جمهور بولیوی در سال ۲۰۱۳ قانونی را تصویب کرد تا با در نظر گرفتن مجازات‌های سنگین برای مردان خاطی، از خشونت‌های خانگی علیه زنان پیشگیری کند. طبق این قانون، مجازات ۳۰ سال حبس برای کشتار زنان در نظر گرفته شد، اما با استناد به گزارش روزنامه ملی بولیوی، تا به حال فقط یک‌پنجم قتل‌های انجام‌شده با مجازات حبس ۳۰ ساله همراه شده هست.

پرسه در شهر زنان

مردم ماریا آکسیلیادورا حالا حدود دو دهه هست که جامعه کوچکشان را به شیوه خودشان اداره می کنند. این اجتماع کوچک توسط پنج زن بنیان‌گذاری شده هست و همۀ نقش‌های مدیریتی آن برعهده زنان هست. ایده تاسیس ماریا آکسیلیادورا زمانی به ذهن بنیان‌گذارانش رسید که در کمیته‌ای درمورد موضوع خشونت خانگی و سلامت فضای خانواده کار میکردند.

این کمیته قرار بود به خانواده‌های فقیری کمک کند که به‌ناچار باید زیر فشار سوءاستفاده‌های مکرر صاحب‌منزل‌هایشان زندگی می کردند. زمینی که ماریا آکسیلیادورا در آن تاسیس شده، مالکیت جمعی دارد و قابل فروش نیست؛ درنتیجه قیمت اجاره‌ها اثبات میماند و خانواده‌های کم‌درآمد هم از پس پرداخت آن برمی‌آیند. هر کس در این شهر زندگی کند، میتواند به داشتن سرپناه دائمی دل‌گرم شود.

در حال حاضر ۴۲۰ خانواده در این ماریا آکسیلیادورا زندگی می کنند. زوج‌های ساکن این شهر در صورت بروز مشکلات زناشویی میتوانند از خدمات مشاوره‌ای رایگان کمیته پشتیبان خانواده‌ها برخوردار شوند. ورک‌شاپ‌هایی در این شهر برگزار می شود که به زنان در اساس اشکال گوناگون خشونت‌های خانگی

ازجمله سوءاستفاده‌های مالی و خشونت‌های کلامی و روانی آموزش میدهد. زنان ساکن این شهر اضافه بر تلاش برای مبارزه با خشونت، در اساس فعالیت‌های زیست‌محیطی و مقابله با تغییرات آب‌وهوایی هم برنامه‌های ویژه‌ای تدارک دیده‌اند. منش آن‌ها احترام به طبیعت و بهره گیری از محصولات ارگانیک هست.

ایرن کاردوزو از موسسان ماریا آکسیلیادورا می گوید: «من به این نتیجه رسیدم که بهتر هست خوراکی‌های مورد نیازمان را با دست‌های خود ما بکاریم و به عمل بیاوریم. ما در این‌جا سبزیجات تازه و پاک بدون موارد شیمیایی مصرف میکنیم. این روش زندگی به طبیعت و ذات بشر نزدیک‌تر هست.»

پنج موسس ماریا آکسیلیادورا اهتمام زیادی به حفظ آب و منابع طبیعی دارند. آن‌ها معتقدند آسیب‌پذیری زنان نسبت به تغییرات آب‌وهوایی از مردان اکثر هست و از این جهت، وظیفه سنگین‌تری برای مقابله با این آسیب، بر دوش آن‌هاست. زنان ساکن این شهر دائما درمورد خودکفایی در ساخت غذا های مصرفی‌شان بحث میکنند و مواردی مانند نگه‌داری طبیعی موارد خوراکی بدون بهره گیری از افزودنی‌ها از دغدغه‌های اصلی آن‌هاست.

به این ترتیب با یک تیر دو نشان می زنند؛ هم در هزینه‌های خانواده صرفه‌جویی کرده‌اند و هم قدمی در راستای زندگی صلح‌آمیز و محافظت از طبیعت برداشته‌اند.

ورود آقایان خشن ممنوع!
این‌طور که موسسان ماریا آکسیلیادورا میگویند، از زمان تاسیس این جامعه کوچک تاکنون چهار مرد از شهر اخراج شده‌اند، چون به اعمال خشونت در خانواده‌هایشان ادامه داده‌اند. یکی از مردان ماریا آکسیلیادورا که ۱۵ سال هست در این شهر سکونت دارد، درمورد احساسش از زندگی در این شهر زنانه به گاردین گفته: «در ابتدا مردان از این‌که همۀ وقت باید توسط زنان راهبری شوند، احساس انزجار داشتند، اما کم‌کم این شرایط را پذیرفتند. بعضی از مردان گمان می کنند که از زنان توانمندترند، اما تجربه زندگی امروزی نشان داده که زنان در صحبت کردن و سخنوری و در متقاعدسازی افراد، قوی‌تر عمل میکنند. مردها برخورد مستقیم‌تری با مسائل دارند و از پیچیدگی‌های زنانه برخوردار نیستند.»

او که شاهد خروج هر چهار مرد اخراج‌شده از ماریا آکسیلیادورا بوده، اشاره میکند که در هر چهار مورد تقریبا همۀ ساکنان شهر برای دفاع از زنان مورد آزار قرارگرفته هم‌صدا شدند و در یک حرکت جمعی، خاطیان را از شهر آرام و دنیای صلح‌آمیزشان بیرون کردند.

دفاع از زنانگی
به گزارش پارس ناز مشاغلی که در ماریا آکسیلیادورا به زنان توصیه میشود، از ساعات کاری استاندارد و درآمد کافی برخوردار هست. زنان عضو این جامعه کوچک یاد میگیرند که گریه کردن تنها راه مقابله با خشونت همسرانشان نیست. آن‌ها می‌آموزند که ساکت نمانند و از زنانگی‌شان دفاع کنند. اعتمادبه‌نفس پیدا می کنند تا از شر ضعف‌های

شخصیتی‌شان رها شوند و زندگی را جور دیگری ببینند. آن‌ها برای نخستین بار در زندگی یاد میگیرند که خشونت فقط به تعرض فیزیکی محدود نمیشود. رئیس اداره مبارزه با خشونت‌های خانگی کوچابامبا می گوید: «برای مددکاران اجتماعی امکان پذیر نیست که منزل‌ها را یکی‌یکی بازدید کردهو درگیری‌های و تعارض‌های خانگی را حل‌وفصل کنند، اما این امکان وجود دارد که این تعارض‌ها به اعضای جامعه آموزش داده شود تا خودشان برای تغییر وضعیتشان اقدام کنند و در صورت لزوم از کمک‌های دولتی برخوردار شوند.»

پروژه شهر زنانه بولیوی آن‌قدر برای فمینیست‌ها و فعالان حقوق زنان دیدنی بوده که پای عکاسان و پژوهش‌گران فراوانی را طی این سال‌ها به ماریا آکسیلیادورا باز کرده هست. کری اوربوک، یک عکاس آمریکایی که ماه‌ها در این شهر وقت گذرانده، تجربه خود را از معاشرت با زنان ماریا آکسیلیادورا این‌طور توصیف کرده هست: «این زنان تجربه‌های عجیبی را از سر گذرانده‌اند و با مرور تجربیات قبل‌شان به درک و آگاهی وصف‌ناپذیری رسیده‌اند. آن‌ها قابلیتی دارند که اصطلاحاً به آن قابلیّت ارتجاع گفته می شود. این قابلیت استثنایی به افراد توانایی آن را میدهد که با هر سطحی از مشقت و مشکلات مبارزه کنند و خود را از اوضاع دشوار بیرون بکشند.

قابلیت ارتجاع چیزی نیست که به صورت فردی به دست بیاید، بلکه در دل اجتماع باید به آن رسید. زنان ماریا آکسیلیادورا تصمیم‌های جمعی می گیرند و در یک قلمروی مشترک با هم برای حفاظت از خودشان در برابر خشونت تلاش می کنند.»

وقتی سیاست لطیف می شود
در چند سال جدید، سیاست در تعداد زیادی از کشورها سمت و سوی زنانه‌ای پیدا کرده و اغلب قدرت‌های بزرگ جهان به بهره گیری از سیاستمداران زن روی آورده‌اند و از نتایج این تغییر رویکرد کم و بیش رضایت دارند. این مسئله حالا کم‌کم به کشورهای کوچک‌تر و توسعه‌نیافته‌تر هم سرایت کرده و تشکیل همین جامعه زنانه

بولیویایی خود علت محکمی بر این ادعاست. هرچند ماریا آکسیلیادورا آمار رسمی‌ای برای اثبات کاهش خشونت‌های خانگی در اختیار ندارد، اما رضایت ساکنان شهر از زندگی آرامشان در این شهر زنانه کاملا مشهود و هویداست. این ارتقای کیفیت زندگی حالا در سطوح بین‌المللی هم خودنمایی کرده هست.

ماریا آکسیلیادورا یکی از فینالیست‌های جایزه برترین محل‌ سکونت جهان یا World Habitat Awards در سال ۲۰۰۸ بود و علّت این نامزدی، موفّقیّت زنان مدیر شهر در اداره مسالمت‌آمیز زندگی شهروندان، موفقیت در کاهش خشونت‌های خانگی و ترویج رهبری زنانه در یک فرهنگ زن‌ستیز فوق‌سنتی عنوان شد.

با تمام این اوصاف، رهبری زنان در کشورهای توسعه‌نیافته هم‌چنان با چالش‌های فراوانی روبه‌روست. هرچند این جامعه کوچک گام‌های بزرگی را در اساس حذف خشونت‌ و زندگی صلح‌آمیز در دل طبیعت برداشته هست، اما در پنج سال قبل، مشکلات معیشتی، روند پی‌گیری پروژه‌های این گروه را کند کرده هست.

کمیته پشتیبانی از خانواده‌ها در این شهر دیگر به اندازه قبل فعال نیست و آن‌قدر که زنان این شهر به انجام پروژه‌های کوچک و خودنمایانه محیط زیستی‌شان اهتمام دارند، به ممانعت از خشونت و زن‌ستیزی دقت نشان نمیدهند. بااین‌حال کار برای ماریا آکسیلیادورا هم‌چنان ادامه دارد؛ شهر زنانه بولیوی آمده هست که بماند. میماند تا خشم فروخفته زنانی را به رخ بکشد که تا آخرین نفس برای آرمان‌هایشان مبارزه می کنند.

منبع : پارس ناز

ورود آقایان اکیداً ممنوع!

ورود آقایان اکیداً ممنوع!

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

[ad_2]

لینک منبع

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

[ad_1]

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

شاید بتوان گفت ازدواج مهم ترین بخش زندگی هر فرد است. پیدا کردن همسر مناسب و ایده آل این روزها تا حدودی سخت شده است. خیلی از دختر خانم ها با این که خواستگارهای زیادی دارند امّا موفّق به ازدواج نمی شوند. آن ها می گویند خواستگارهایشان معمولاً پیگیر ازدواج نمی شوند و از ادامه راه منصرف می شوند. امّا این که چرا این که چرا این اتّفاق رخ می دهد را با هم در این مقاله برّرسی می کنیم.

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

خواستگار

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

چرا خواستگارها فراری می شوند؟

من ایده آل گرا نیستم!

« دختری بیست و هشت ساله هستم. به گفته دوستان و آشنایان بَر و رویم خوب است. خانواده ای اصیل، خوش نام و با سطح اقتصادی متوسّط دارم. تک دخترم. تحصیلات دانشگاهی دارم. یک دوره خیاطی، آشپزی و کمک های اوّلیّه هم دیده ام. شاغلم. روابط اجتماعی خوب و درآمد مستقلی دارم. شش سال هم است که در باشگاه تنیس بازی می کنم. از هجده سالگی خواستگار داشته ام و همچنان هم دارم. با این که نسبت به ازدواج سختگیر نیستم ولی هر خواستگاری که برایم می آید و با او صحبت می کنم، می رود و دیگر پشت سرش را هم نگاه نمی کند. در این سال ها خیلی به علت این قضیه فکر کرده ام ولی همچنان نمی دانم دلیلش چیست».
این حکایت، حکایت خیلی از دخترهای جوان است که با وجود داشتن شرایط مناسب برای ازدواج و از آن مهمتر نداشتن معیارهای عجیب و غریب همچنان مجرد می مانند. اگر شما هم با این موضوع مواجه بوده باشید و یا کسی را در اطرافتان داشته باشید که با این موضوع روبرو باشد، این را هم می دانید که مهمترین چیزی که فکر این دختران را به خود مشغول می کند چرایی آن است. واقعاً چرا این اتفاق می افتد؟

خواستگار،پَر!

این که گهگاه برایتان خواستگاری بیاید و بعد از صحبت های اوّلیّه منصرف بشود اتفاق مهم و غیر طبیعی ای نیست. چرا که همان طور که شما بعضی از خواستگارانتان را رد می کنید آنها هم این حق را دارند. اما اگر به طور مکرر و پشت سر هم این اتفاق برایتان افتاده است، باید دلایل آن را پیدا کنید. در مورد دخترانی که مانند مورد مثالی بالا هستند یعنی شرایطشان خوب است و به دنبال یک ازدواج ایده آلی هم نیستند دو دلیل مهم می توانند مطرح باشند:
۱. واقعیتِ برتر بودن. مسئله کیفیت در ازدواج اهمیت زیادی دارد. گروهی از دخترانی که با انصراف های مکرر و مداوم خواستگارهایشان مواجه می شوند، در واقع با عدم کیفیت لازم و کافی با خواستگارها روبرو هستند. یعنی بدون اینکه احساس برتری کنند و یا بخواهند برتریِ شان را به رخ بکشند، در واقعیت از خواستگارشان بالاترند، مثلاً در زمینه هایی مانند هوش، توانمندی های روانی، کلامی، اجتماعی، مدیریت خود و غیره. طبیعی است که خواستگارانی که خودشان را هم تراز این دختران نمی بینند بعد از چند جلسه پا پس بکشند. چرا که آنها هم به دنبال کسی هستند که در سطح خودشان باشد و آنها بتوانند افکار، رفتارها و انتظاراتش را بفهمند.
۲. توهّم برتر بودن. یک گروه دیگر از این دختران هم کسانی هستند که فکر می کنند از خواستگارهایشان بالاترند. این ها هر قدر هم که سعی می کنند با نشان دادن سخت گیر نبودن، اتهام خودبرتربینی را از خودشان دور کنند ولی چون فکرشان مدام به پایین تر بودن سطح خواستگارانشان مشغول است، نوعی دافعه در رفتارشان نشان می دهند که خواستگار بینوا را فراری می دهد. مثلاً با وجود داشتن ظاهری متوسط خودشان را از خواستگارانشان سَر می دانند، یا فوق دیپلمشان را طوری برای خواستگار دیپلمه شان چماق می کنند که انگار مدرک دکتری دارند.

دو راهکار:

برای اینکه از فشار این وضعیت خلاص بشوید لازم است دو کار را بکنید:
یک گروه دیگر از این دختران هم کسانی هستند که فکر می کنند از خواستگارهایشان بالاترند. این ها هر قدر هم که سعی می کنند با نشان دادن سخت گیر نبودن، اتهام خودبرتربینی را از خودشان دور کنند ولی چون فکرشان مدام به پایین تر بودن سطح خواستگارانشان مشغول است، نوعی دافعه در رفتارشان نشان می دهند که خواستگار بینوا را فراری می دهد

۱. دلیل را پیدا کنید. اگر خواستگار را کسی معرفی کرده که با شما فامیل و یا آشنا است، احتمالاً مدتی بعد از انصراف خواستگارتان، جسته و گریخته و شاید هم رُک و پوست کنده دلایل این اتفاق را به شما منتقل کند. اگر اینطور شد، احساسی برخورد نکنید. به حرف های او گوش کنید و به آن فکر کنید. اگر در خلوت تنهایی تان به این نتیجه رسیدید که آن دلایل درست و واقعی هستند خودتان را تغییر بدهید و اگر آنها را نادرست دیدید به دنبال دلایل دیگری باشید. این را هم بگویم که اگر حرف هایی که از این و آن راجع به دلایل انصراف خواستگارانتان (یعنی بیش از یکی دو خواستگار) می شنوید یکی هستند، لازم است حتماً به آنها فکر کنید. خودکاوی را فراموش نکنید. برای پیدا کردن دلیل و همینطور تغییر دادن خودتان می توانید از روانشناس هم کمک بگیرید.

۲. تکلیف تان را با خودتان روشن کنید. اگر خودتان را بررسی کردید، حرف های دیگران را شنیدید و با روانشناس صحبت کردید و به این نتیجه رسیدید که واقعاً ویژگی های استثنایی دارید مثلاً بسیار باهوش هستید خودتان را بپذیرید. این را هم بپذیرید که کسانی برای ازدواج با شما تمایل نشان خواهند داد که همترازتان باشند. شاید بهتر باشد معرف های جدیدی برای خواستگاری پیدا کنید، معرف هایی که شما و برتری های واقعی تان را بهتر می شناسند و خواستگاران مناسب تری به شما معرفی می کنند. یک کار دیگر هم که می توانید بکنید این است که هر خواستگاری را بدون تحقیق اولیه در مورد تناسبش با خودتان نپذیرید تا بعد ها کمتر آزرده خاطر بشوید. اما اگر دیدید حرف خواستگاران قبلی یکی است مثلاً به گوشتان می رسد که گفته اند «این خانم توقعات زیادی دارد» و با خودکاوی و صحبت با روانشناس هم متوجه شدید که یک جورهایی در دام توهم خود برتر بینی گرفتار شده اید، روی واقعیت های خود و زندگی تان کار کنید و به استقبال تغییر بروید.

منبع: تبیان

 

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

[ad_2]

لینک منبع